۱۳۸۸ اسفند ۹, یکشنبه

ریگی: احمدی نژاد سرور ماست / ابراهيم نبوي

اعترافات ریگی پخش شد. در این اعترافات تروریست مورد نظر همان حرف هایی را که از چند سال قبل در موردش گفته می شد تکرار کرد. عبدالمالک ریگی که پنج روز قبل از دستگیری اش اعلام شد که توسط نیروهای اطلاعاتی پاکستان دستگیر شده است، ولی بعدا گفته شد که در یک عملیات متهورانه توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دچار هواپیماربایی شده و تا بعد از دستگیر شدن هنوز متوجه نشده بود که دستگیر شده است، قبل از اینکه به زندان انفرادی بیافتد، یا کتک بخورد، یا حتی به بازجویان فرصت بدهد که او را تحت فشار قرار دهند، اقدام به اعتراف کرد.




فرمانده نیروی مقاومت بسیج گفت: " اعترافات زودهنگام عبدالمالک ریگی اثر اسلام ناب محمدی است." ریگی که در فاصله کمتر از 48 ساعت اعتراف کرده است، بزودی قرار است با وثیقه آزاد شود و در صورت توبه به فرماندهی لباس شخصی های کل خاورمیانه منصوب گردد. نقدی، فرمانده بسیج در یک اظهار نظر طبیعی گفت: " اوباما هم مثل ریگی اعتراف خواهد کرد." خبرنگاران ما موفق شدند از یک منبع معتبر متن بازجویی ریگی را به دست بیاورند.



متن بازجویی عبدالمالک ریگی





بازجو: بسم الله الرحمن الرحیم.



ریگی: منم بسم الله الرحمن الرحیم.( ریگی در ادامه سوره بقره را قرائت می کند.)







بازجو: ضمن معرفی خودت اعتراف کن که طی یک عملیات متهورانه دستگیر شدی.



ریگی: مگه من دستگیر شدم؟ من به جمهوری اسلامی پناهنده شدم و باید هرچه زودتر به من کارت پناهندگی بدهید.







بازجو: خودتان را لوس نکنید، سریعا بگوئید چگونه دستگیر شدید؟



ریگی: من از یک سال قبل چون به کلیه اهدافم رسیده بودم به سفارت ایران در پاکستان مراجعه کردم و از دست جندالله به جمهوری اسلامی پناهنده شدم، ولی مسوولان سفارت حاضر به همکاری نشدند و من از طریق برادران اطلاعات پاکستان موفق شدم یک هواپیما پیدا کنم و هواپیما را دزدیدم و مجبورش کردم در ایران بنشیند.







بازجو: چطور شد که یک سال قبل فهمیدید اشتباه کردید؟



ریگی: من اشتباه نکردم. من همچنان برسر اهدافی که داشتم هستم و چون در سال گذشته به اهدافم رسیده بودم، یک روز با برادران جندالله حرف زدم و سعی کردم آنها را قانع کنم که ما به اهدافمان رسیدیم، ولی آنها قبول نکردند و می خواستند مرا بکشند که من به ایران پناهنده شدم.







بازجو: دقیقا توضیح بده که چطور احساس کردید به اهداف تان رسیدید و این اهداف چه بود؟



ریگی: ما سالها توسط شیعیان ایران مورد ستم مضاعف قرار داشتیم، به همین دلیل هم قسم شدیم که شیعیان ایران را نابود کنیم، از جمله روحانیون شیعه و حکومت جمهوری اسلامی.







بازجو: پس قبول داری که قصد براندازی نظام و شیعه را داشتی، چطور شد که از یک سال قبل این کار را متوقف کردی؟



ریگی: بله، من قصد براندازی داشتم ولی زودتر از من خودشان این کار را کردند. من دو سال قبل تصمیم گرفته بودم که حکومت ایران و روحانیت شیعه را از بین ببرم و فکر می کردم این کار ده سالی طول بکشد، اما از یک سال قبل وقتی دیدم که برادران احمدی نژاد و مشائی همین طور آیت الله ها مصباح یزدی و یزدی و آیت الله های عظمی جنتی و حسینیان و غرویان و زیارتی مشهور به روحانی زودتر از من دارند حکومت و روحانیت شیعه را نابود می کنند، دیدم که داریم به اهداف مان می رسیم، برای همین می خواستم از آنها تشکر کنم که به ایران آمدم و حالا از شما می خواهم مرا ببرید به حضور استاد دکتر احمدی نژاد تا از ایشان تشکر کنم.







بازجو: کلیه روابط تان را با آمریکایی ها بگوئید. آنها چگونه به شما کمک کردند؟



ریگی: تا یک سال قبل ما از آمریکا و اسرائیل کمک می خواستیم و آنها هم به ما کمک می کردند، یک سال قبل که اوباما رئیس جمهور شد رفتیم تا از آنها کمک بگیریم تا جمهوری اسلامی را از بین ببریم، ولی اسرائیلی ها دست رد به سینه ما زدند و گفتند این کاری که تو می خواهی در ده سال انجام بدهی همین احمدی نژاد با هزینه کمتر در دو سال انجام می دهد و قراردادشان را با ما تمدید نکردند.







بازجو: شما متهم هستید که تعدادی از مردم را کشته اید، برنامه های بعدی تان برای ترور و کشتار مردم چه بود؟



ریگی: ما دو سال قبل فهرستی از مسوولان جمهوری اسلامی تهیه کرده بودیم که آنها را ترور کنیم و همچنین قرار بود تعدادی بمب در شهرهای مختلف کار بگذاریم که مردم را بکشیم، ولی از بخت بدمان، بعد از انتخابات سراغ هرکسی از مسوولان نظام خواستیم برویم که او را بکشیم، یا طرف زندانی شده بود، یا برکنار شده بود و فراری بود و ما نتوانستیم آنها را ترور کنیم. این ها که مانده بودند هم شوخی بودند یعنی داخل آدم نبودند.







بازجو: چطور شد که عملیات کشتار مردم را انجام ندادید؟



ریگی: چون دولت احمدی نژاد خودش مردم را می کشت و ما برای تشکر از ایشان تصمیم گرفتیم به ایران بیاییم و قدردانی کنیم، چون ما خودمان آدمکش هستیم و می دانیم چقدر زدن و کشتن مردم برنامه ریزی می خواهد و واقعا آقای احمدی نژاد و آیت الله جنتی زحمت کشیدند و به این سادگی نیست و تشکر می کنیم.







بازجو: شما قصد داشتید که از طریق انفجار برخی مراکز اقتصادی نظام را فلج کنید، برای چه می خواستید این کار را بکنید؟



ریگی: ما برای فلج کردن حکومت تصمیم گرفته بودیم که هفتاد کارخانه را از بین ببریم تا دولت تحت فشار قرار بگیرد و سقوط کند. منتهی وقتی برنامه ریزی کردیم دیدیم که اکثر آن کارخانه ها بخاطر عدم پرداخت حقوق توسط دولت تعطیل شده یا در حال تعطیل است که عملیات انجام نشد. برنامه ما این بود که چنان فشاری به دولت بیاوریم که سی درصد اقتصاد فلج شود، اما دیدیم دولت خودش کاری کرده که پنجاه درصد اقتصاد فلج شده و من آمدم به این خاطر از آقای احمدی نژاد و رهبر تشکر کنم.







بازجو: شما گفتید که قصد داشتید در همه استانها عملیات علیه حکومت انجام بدهید، عوامل شما چه کسانی بودند، همه را معرفی کنید.



ریگی: ما بخاطر اینکه بتوانیم در همه استانها عملیات بکنیم، یک لیست تهیه کرده بودیم از یک سری برادران دزد و چاقوکش و شرور و آدمکش و می خواستیم برای هر روز کار به آنها روزی سی هزار تومان بدهیم که مردم را بکشند. این برنامه ما بود که اسم 218 نفر را هم تهیه کردیم، هفت ماه قبل تصمیم گرفتیم به این اهداف عمل کنیم که رابط ما با آنها تماس گرفت و معلوم شد اکثر آن برادران را دولت استخدام کرده و روزی به آنها دویست هزار تومان می دهند. خیلی از برادران ما که از همان ابتدا با ما در جندالله کار می کردند، بخاطر همین موضوع از پیش ما رفتند که بعدا فهمیدیم آنها هم استخدام دولت شدند، که ما در اینترنت عکس آنها را دیدیم که لباس شخصی شده بودند و خیلی هم اوضاع شان توپ بود و ما هم اگر مسوولان قبول کنند، حاضریم قرارداد ببندیم و تشکر هم می کنیم.







بازجو: شما قصد داشتید که برای حقوق مردم بلوچستان بجنگید و بلوچستان را از ایران جدا کنید، آیا قبول دارید که قصد جدایی بلوچستان را داشتید؟



ریگی: بله، ما به دلیل اینکه حکومت به ما ستم می کرد و بلوچ فقیر بود و کار نداشتیم و ستم مذهبی به ما می کردند و مردم بلوچ را می کشتند، می خواستیم بلوچستان از ایران جدا بشود. ولی در این یک سال گذشته، به دلیل اینکه فقر در بقیه استانها زیاد شده و به همه ستم می شود و دولت برای کشتن مردم همه استانها مشغولیات زیاد دارد، نمی رسید که بلوچ ها را بکشد، به همین دلیل الآن وضع بلوچستان از همه استانها بهتر شده و من آمدم بندرعباس که از آقای احمدی نژاد و رهبری تشکر کنم.







بازجو: شما چند بار با گذرنامه های افغانی و پاکستانی به سفرهای مختلف رفتید، این سفرها به چه صورت بود و چطور به عربستان رفتید؟



ریگی: ما یک سال قبل کم کم فهمیدیم که هر کاری ما می خواستیم بکنیم، این دولت خودش زحمتش را کشیده، و به همین دلیل من رفتم اسلام آباد به سفارت جمهوری اسلامی که تشکر کنم از این همه زحمات دولت، ولی آنها مرا راه ندادند، من چند بار آمدم لب مرز و حتی به برادرم گفتم مرا معرفی بکن که مرا بگیرند، ولی دولت گرفتار بود و داشت مردم را می کشت و هر چه فریاد زدیم ما را بگیرید گوش نکردند، حتی با مسعود رجوی هم تلفنی حرف زدم و گفتم حالا که هر کاری ما می خواستیم بکنیم این دولت کرده بیا تسلیم بشویم و برویم از دولت تشکر کنیم. مسعود گفت برو بابا، من خودم سه ماه است به دولت می گویم من را بگیرید آنها زیر بار نمی روند. ما هم هی رفتیم دوبی و حج و عراق و هی خبر دادیم که ما را بگیرند، ولی نگرفتند، بالاخره این دفعه حوصله مان سر رفت، چون من خیلی عصبی هستم، سوار هواپیما شدم و یک هفته هی پرواز می کردم از بیشکک به دوبی و برمی گشتم و دائم تلفن می کردم و خبر می دادم که مرا بگیرند، ولی فایده نداشت. دفعه آخر در همین هفته بود که وقتی هواپیما از دوبی به بیشکک می رفت، من به کابین خلبان رفتم و با یک تیربار تهدیدش کردم که بنشین در بندرعباس و واقعا یک ساعت طول کشید تا این خلبان وادار شد که در بندرعباس بنشیند. وقتی هم که از هواپیما پیاده شدم، به هر کسی التماس کردم که مرا بگیرید قبول نمی کردند و می خواستند مرا دیپورت کنند که آخرش مجبورشان کردم که مرا دستگیر کنند و این موفق ترین عملیات جندالله در این چند سال بود.







بازجو: آیا انگیزه خاصی داشتید که در همان روز در یک عملیات متهورانه توسط نیروهای اطلاعات دستگیر شدید؟



ریگی: هم انگیزه عام داشتیم که گفتم، هم انگیزه خاص که یک فیلم بود که بی بی سی پخش کرد در همان شب که من دوبی بودم. من یک کمی ته دلم شک داشتم که تسلیم بشوم یا نشوم، تا اینکه فیلمی که در آن به کوی دانشگاه حمله شد دیدم. ما خودمان اینکاره بودیم و جلوی دوربین آدم می کشتیم، وقتی آن فیلم را دیدم فهمیدم که واقعا احمدی نژاد و دولت از همه برادران ما و اشرار عزیز و چاقوکشان و آدمکش های زحمتکش چه استفاده خوبی می کند و بعد از دیدن آن فیلم تمام شک ما از بین رفت و بطرف وطن راه افتادیم.







بازجو: با توجه به اینکه شما بارها دست به آدمکشی زدید ما می خواهیم شما را اعدام کنیم، اگر می خواهید در بازجویی مقاومت کنید و هیچ حرفی نزنید این حق را دارید، چون ما در هر حال شما را اعدام می کنیم.



ریگی: من از شما تشکر می کنم، چون من از همان هجده سالگی از خدا خواستم بخاطر اهدافم مرا شهید بفرماید و این اهداف یکی از بین بردن نظام بود و یکی کشتن شیعیان بود و یکی جدا کردن بلوچستان که دوتایش به نتیجه رسیده یکی را هم وصیت کرده ام مولانا جانشین من دنبال کند. بدین ترتیب ممنونم که دولت احمدی نژاد بدون هیچ زحمتی مرا به اهدافم رساند و اگر بخاطر این موضوع کشته بشوم هم هیچ مشکلی نیست و فقط آرزو دارم احمدی نژاد را ببینم که از او تشکر کنم و بگویم دست کم آن همه دروغ و تبلیغ که درباره ساختن کلبه برای زن بلوچ کردی یک کاری برای ملت بیچاره بکن. از من گذشت ولی این شرط انصاف و عدل نیست گرچه می دانم رفتنی هستی اما اقلا یک کار خوب بکن. دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارم.

سردار نقدی:اوباما کمتر از ۴۸ ساعت اعتراف می کند

تحول سبز:رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اعلام اینکه "بسیج دانشجویی باید تمرکز خود را در جهاد علمی به کار گیرد" در واکنش به ادعاهای دشمنان در خصوص اعترافات زودهنگام ریگی گفت: حتی اگر خود اوباما که ریگی به همکاری با او اعتراف کرده است نیز به ایران بیاید ، قدرت اسلام ناب چنان است که او هم مثل ریگی به خطاهایش اعتراف خواهد کرد.




به گزارش خبرنگار مهر، سردار محمدرضا نقدی عصر شنبه در مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان بسیج دانشجویی در تالار ابن سینای دانشگاه تهران گفت: دانشگاه محیط علم و کارکرد آن پیشبرد علم است لذا بسیج دانشجویی به عنوان بسیجی که در بستر دانشگاه می روید باید تمرکز خود را در حوزه علم و جهاد علمی به کار گیرد.



اوباما کمتر از ۴۸ ساعت اعتراف می کند



رئیس سازمان بسیج مستضعفین ضمن اشاره به اعترافات زودهنگام عبدلمالک ریگی گفت: دشمنان ما ادعا می کنند که جمهوری اسلامی برای ضبط این اعترافات از تزریق مواد گیج کننده استفاده کرده است اما 48 ساعت آن قدر مدت کوتاهی است که هیچ دارو و آمپولی نمی تواند اینگونه تاثیر بگذارد.



وی این اعترافات را اثر اسلام ناب محمدی دانست و تاکید کرد: این اسلام ناب چنان است که جدی ترین دشمنان ما را در هم می شکند. این شرور که هیچ، حتی خود اوباما که ریگی به همکاری با او اعتراف کرده است نیز اگر به ایران بیاید تحت تاثیر قدرت این اسلام به خطاهای خود اعتراف می کند.



فناوری تنها ابزار زورگویان است



نقدی به ناوشکن جماران اشاره کرد و افزود: این ناوشکن باید یک سال و نیم پیش به آب انداخته می شد اما به دلیل رفتار نادرست کشورهای اروپایی طرف قرارداد که قرار بود برخی اجزای کوچک این ناوشکن را در اختیار ما قرار دهند این امر به تاخیر افتاد. البته این امر سبب آن شد که گام در راه تولید آن قطعات پیچیده نیز بگذاریم و در نتیجه امروز شاهد تولید این ناوشکن به صورت صد در صد بومی باشیم.



وی افزود آمریکا و دیگر کشورهای غربی از نظر فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن بست رسیده اند و تنها ابزاری که در دست دارند و به واسطه آن به دیگر کشورها زورگویی می کنند فناوری است که اگر بتوانیم این ابزار را نیز از چنگ آنها درآوریم دیگر کارشان تمام است.



رئیس سازمان بسیج مستضعفین تاکید کرد: انتخاب مهندس قدیانی به عنوان رئیس سازمان بسیج دانشجویی بنا بر خواسته تشکل های مختلف بسیج دانشجویی صورت گرفته است.

۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

گسترش آگاهی ها استراتژی اصلی جنبش سبز



کلمه:میرحسین موسوی در گفت و گویی صریح با کلمه به سوالاتی که برای افکار عمومی و حامیان جنبش سبز پیرامون حوادث ۲۲ بهمن امسال و برخورد های خشونت آمیز صورت گرفته بوجود آمده بود پاسخ داده و مواضع خود را شفاف مطرح کرد.نخست وزیر امام در این گفت و گو همچنین در خصوص جنبش سبز مردم ایران و ادامه حرکت در مسیر راه سبز امید نکاتی را مطرح کردند.مهندس موسوی در این گفت و گو با انتقاد از راهپیمایی مهندسی شده در ۲۲ بهمن امسال که “تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند،طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند”تاکید کردند:”افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب”مهندس موسوی در این مصاحبه همچنین با انتقاد از برخی رویه های موجود در اداره کشور که منجر به ایجاد مشکل برای مردم شده است خاطرنشان کردند”ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود.ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند.ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد”نخست وزیر محبوب امام اما چشم انداز راه سبز امید را نیز در صحبت های خود ترسیم کرده وبار دیگر با تاکید بر حرکت جنبش سبز در چارچوب قانون اساسی تاکید داشتند”مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند.گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر.جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است.هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد”




متن کامل گفت و گوی سایت کلمه با میر حسین موسوی به شرح زیر است:





*سه هفته از راهپیمایی ۲۲ بهمن می گذرد و حرف و حدیث زیادی در مورد این راهپیمایی گفته شده است.نظر شما درباره این راهپیمایی چه هست؟



- مراسم ۲۲ بهمن اولین بار نیست که در کشور ما برگزار می شود. این مراسم دنباله راهپیمایی های میلیونی سال ۵۷ به مناسبت های مختلف از جمله تاسوعا، عاشورا و اربعین است. هر ساله کسانی که به انقلاب علاقه دارند در این مراسم شرکت می کنند و معمولا در بسیج مردم برای راهپیمایی، نهادهای سنتی مثل مساجد و هیئت ها نقش بزرگی دارند. معمولا این مراسم در هر سال متأثر از اتفاقات مهم آن سال و فضای سیاسی کشور است و امسال این مراسم تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند.



* راهپیمایی امسال با سال های قبل چه تفاوت هایی داشت؟



- تفاوت ها متأثر از مسائل بعد از انتخابات بود. امسال با توجه به شکل گیری جنبش اجتماعی – سیاسی عظیم سبز، این راهپیمایی به شدت تحت تأثیر نحوه حضور این جنبش در راهپیمایی بود. درهیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد. برخوردهای خشن و وحشیانه ای که مخصوصا در میدان صادقیه و بعضی نقاط دیگر دیده شد در سال های قبل نبود. در سال های قبل مردم با هر شکل و قیافه و شعاری که می خواستند در راهپیمایی شرکت می کردند ولی امسال مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند. گمان نمی کنم اثر این برخوردها به سادگی از خاطره مردم برود.



* فکر می کنید حجم مردمی که به جنبش سبز علاقه دارند در این راهپیمایی چقدر بود؟



- آمار دقیقی نمی توان ارایه کرد ولی از طریق قراینی می شود فهمید. یکی از این قراین، وزن جمعیتی راهپیمایی خودجوش ۲۵ خرداد و مقایسه آن با ۲۲ بهمن است و قرینه دیگر فضای خالی میدان آزادی به هنگام سخنرانی و مقایسه آن با سال های پرجمعیت راهپیمایی است. هنوز جوابی برای خالی بودن میدان و این که چرا دوربین ها فقط نقاط محدود نزدیک به جایگاه را رصد می کرده داده نشده است. اینکه مردم مراقب چمن و محیط زیست بوده اند، مخصوصا برای کسانی که سال های قبل حضور مردم در میدان را مشاهده کرده اند، مضحک است. اگر برای نطام تخمین وزن جمعیتی جنبش سبز اهمیت داشت، جلوی ابراز هویت جمعیت های سبز را نمی گرفت. ولی وحشت از آشکار شدن این هویت و دامنه آن، این فرصت تاریخی را گرفت. این امر بیش از جنبش راه سبز، برای حاکمیت مضر بود. روشن است که پنهان نگه داشتن واقعیت، منجر به حذف آن نمی شود و در این مورد بنده یقین دارم که با این برخورد گسترده، این هویت عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. ولی بنده و جناب آقای کروبی در مشورتی که داشتیم فکر کردیم پیشنهادی که قبلا داده ایم را تکرار کنیم و آن اینکه اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد. ما اعتقاد داریم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل های اصلاح طلب و مراجع عظام و دیگر شخصیت های نظام نمی بود، امسال ما یک راهپیمایی بی رمقی داشتیم که اکثریت آن را نیروهای نظامی و انتظامی که از سراسر کشور جمع شده بودن تشکیل می داد، یعنی مسیرهای راهپیمایی وضعیتی می داشتند که میدان آزادی به هنگام سخنرانی داشت.



*گفته می شود تطمیع و تهدید در این راهپیمایی نقش داشته و عده ای به دلیل مسائل مادی در این راهپیمایی شرکت کردند.



- اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم. بنده با توهین به کسانی که موافق شعارهای جنبش سبز نیستند مخالفم. قرار نیست و قرار نبود که همه با ما هم رأی باشند و اگر کسی با ما هم رأی نیست انسان بدی شمرده شود. همه هموطنان ما هستند. منهای یک عده قمه کش و آدمکش، همه خواهران و برادران ما هستند. حتی نیروهای نظامی و انتظامی برادران ما هستند و می دانیم که مجبور به اعمال خشونت می شوند. البته هزینه های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن جمعیت محکوم است. بنده یادم می آید که برای آن که دستگاه دفاعی در زمان جنگ کامیون هایی را برای جبهه در اختیار بگیرد با چه موانع شرعی و اجرایی روبرو بود و حتی در شرایط بسیار بحرانی جنگ، توسط حضرت امام اجازه داده شد از کامیون های شخصی به شرطی استفاده شود که دولت رسما هزینه ها و خسارت های وارده را تقبل کند، که کرد. ولی برای این راهپیمایی، تقریبا بیشترین اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعیت و نیروهای نظامی و انتظامی در اختیار قرار گرفته شده بود. اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است. در زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال ۵۷ و بعد از آن این بوده که مردم بطور خودجوش در این نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب.



*آیا بین شما و آقایان کروبی و خاتمی مشورتی برای موضع گیری ها و تصمیمات صورت می گیرد؟





- ارتباط با این بزرگواران همیشه وجود دارد. با دستگیری های وسیعی که صورت گرفته، ضرورت این ارتباط مستقیم امروز بیشتر است و بنده خدا را شکر می کنم که هماهنگی خیلی خوبی در این زمینه وجود دارد. البته به نفع کشور بود که بجای سیاست های سرکوب و پرکردن زندان ها، سیاست حمایت از ایجاد یک تشکیلات نیرومند از کسانی که سیاست های ویرانگر موجود را قبول ندارند در چهارچوب نظام وجود داشت و به نظر بنده تنها راه عدم انتقال مدیریت جریان های سیاسی و اجتماعی به خارج از کشور همین است. ولی با انحراف شدید صدا و سیما و یکطرفه شدن آن و بسته شدن روزنامه های کشور و زندانی شدن ده ها روزنامه نگار، به نظر می آید که ایجاد تشکیلاتی که بتواند چهره های مؤثر را دور هم گردآورد تا به صورت آشکار و در چارچوب قانون اساسی کار را به پیش ببرند فعلا منتفی است و هنوز به اعتقاد اینجانب راهبرد «هر شهروند، یک رسانه» و همچنین گسترش فعالیت های شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهی های سیاسی و اجتماعی، یک ضرورت است و جایگزینی برای آن وجود ندارد. البته این وضع دشوار در کنار ضررهایی که دارد، منافعی هم داشته است و آن اتکا همه علاقمندان به جنبش سبز به خود و شبکه های بیشمار اجتماعی درجامعه است. در این میان، استفاده از فضای مجازی معجزه کرده است و به صورت یک ساختار کاملا قابل اتکا، افراد و شبکه ها را در اتصال و تعامل باهم قرار داده است. شییه بازارهای سنتی که که تعداد زیادی مغازه، حجره، تیمچه، مسجد، قهوه خانه و غیره را به هم متصل می کند و علیرغم تنوع آدم ها و حجره ها، مفهوم بازار یک ساختار به هم پیوسته از واحدها را تداعی می کند. جالب است در یک راسته بازار، می تواند اختلاف عقیده و سلایق و سرمایه وجود داشته باشد، ولی این تنوع، وحدت مفهومی و وحدت عملی بازار را بهم نمی زند، بلکه جزو نقاط قوت آن است.





* تحرکات خیابانی همواره با خشونت شدید روبرو شده است. نمونه آن را در راهپیمایی ۲۲ بهمن در میدان صادقیه دیدیم. آیا راه حل های دیگری برای پیگیری اهداف قانونی جنبش راه سبز وجود دارد؟





- این سؤالی است که خیلی مطرح می شود. در جواب باید گفت که جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمرگی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد. هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتیم. هدف حداقلی و مطمئن که می توانست اجماع گسترده ای ایجاد کند، تحقق اجرای بدون تنازل قانون اساسی بود. البته افرادی و یا حرکت هایی در این بین پیدا شدند که خواستند از این خط بگذرند و یا به اصطلاح خط شکنی کنند، ولی جنبش راه سبز هیچگاه از اجرای بدون تنازل قانون اساسی منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همین راه را خواهد رفت. بنده بارها درباره اهمیت پایبندی راه سبز این نقطه کلیدی صحبت کرده ام و به عنوان یک فرد همراه، حراست از آن را مورد تأکید قرار داده ام. صحنه خیابان ها و آنچه در آن گذشته را باید یکی از راه هایی بشماریم که جنبش سبز تلاش کرده است اهداف و نیات خود را به گوش همه ملت و جهانیان برساند. ولی استفاده از خیابان ها، تنها راه نبوده است. ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.



ملت ما می خواهد که در رقابت نفس گیر جهانی و منطقه ای، عقب نیفتد. ملت ما می خواهد با جهان خارج به جای دعوا و دشمنی، تعامل داشته باشد و سیاست خارجی توسعه گرا را دنبال کند. ملت ما می خواهد کالاهای تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی، زیر سیل خانمان برانداز واردات بی حساب و کتاب، مدفون نشود. ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود. ملت ما می خواهد به شاخص های بیکاری و فقر به عنوان یک وظیفه دینی و اسلامی و ملی اهمیت داده شود و … با انبوه تبلیغات شاخص خط فقر و بیکاری و تورم با دستکاری و دروغ، از چشم مردم پنهان نشود. ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند. ملت ما می خواهد حکومت اجازه بدهد که در رسانه ملی، صدای همه ملت شنیده شود و نه افراد خاصی که کاری جز بی انصافی و تهمت زنی ندارند. آحاد ملت ما با یکدیگر دوست هستند و دوست ندارند به دو دسته حزب الله و حزب الشیطان، مردم و خس و خاشاک و گوساله و بزغاله تقسیم شوند.



ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد. ملت ما آگاه و رشید است و دوست ندارد عده ای معدود به نام ملت، آزادی های ملت را محدود کنند، حقوق اساسی آنرا تعطیل کنند، روزنامه هایش را ببندند و هر روز دستورالعمل های آمرانه برای نوشتن، گفتن و شنیدن صادر کنند. باید به هر طریق ممکن از سوی جنبش سبز در سطح کشور و در میان همه اقشار، این آگاهی به مردم برسد که این خواست ملت، خواست جنبش سبز هم هست و نه تنها خواست آن است بلکه این مطالبات را همگانی کند. این مطالبات کاملا اسلامی و عین قانون اساسی و کاملا منطبق با مردم ساالاری دینی ماست. این خواسته ها نه جنبه ضدشرعی دارند که باعث فرمان تیر و قتل و زندانی شود، نه جنبه ضدملی و نه جنبه ضد نظام. این ها حقوق مردم هستند و به همین دلیل مردم از آن حمایت می کنند. آزادی، حقوق بشر، رفع تبعیض ها، تحمل عقاید و نظریات مختلف، مقابله با فساد و تباهی و قانون گریزی، مواردی نیستند که پیگیری آنها چه در سطح خیابان و چه از طریق رسانه ها جرم باشد. برعکس، جلوگیری از طرح این مطالبات، علامت استبداد و تحریف اهداف انقلاب اسلامی است که با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پیروز شده است.



در پاسخ به سؤال شما باید بدانیم که که زمینه هر تغییر اساسی در جهت اصلاح گری، گسترش آگاهی است. بدون آگاهی گسترده در سطح جامعه، امکان تغییر وجود ندارد. افشاندن بذر آگاهی و گسترش آن به همه اقشار و همه نقاط کشور، تنها از طریق حضور خیابانی فراهم نمی آید، گرچه اجتماعات، حق مردم و یکی از امکانات آنها برای نیل به اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنهاست. مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است. البته باید متواضع باشیم. هدف آن نیست که تغییرات ناشی از این استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بیفتد. سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر. می خواهم به عنوان یک همراه جنبش سبز، باز هم بر گسترش آگاهی در سطح ملی به عنوان مهم ترین وسیله برای نیل به پیروزی تأکید کنم. ما می خواهیم اهدافمان را در کنار مردم و با آنها بدست آوریم.





* نقش حاکمیت و نظام و یا جناح های دیگر را درارتباط با تغییرات چگونه می بینید؟





- جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است و هر چه آگاهی ملت به حقوق خود بیشتر شود، نیروی عظیم تری پشت این مطالبات قرار خواهد گرفت. این آگاهی، جان های مردم کشور را تغییر خواهد داد و این تغییر، سرمایه ملت برای تغییرات سیاسی و اجتماعی است. نکته ای که دوست دارم به عنوان یک همراه کوچک به علاقمندان راه سبز عرض کنم این است که هدف ما، تغییر در چهارچوب نظام است. ولی هدف آن نیست که این تغییرات حتما بدست این یا آن فرد صورت بگیرد. ما باید یک اصل اخلاقی را بیاد داشته باشیم و آن تصدیق درستی، خوبی و زیبایی است، حتی اگر این درستی و خوبی بدست ما صورت نپذیرد. به همین دلیل، ضمن آن که محکم بر روی خواسته های خود ایستاده ایم، ولی کم هزینه تر می بینیم اگر خود حاکمیت به سمت این راه حل ها که برآمده از خواست ملت و میثاق ملی ماست پیش برود. بنده خیلی واضح و آشکار می گویم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکمیت خواهیم شمرد و نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهیم داد، بلکه آن اقدام علامت قدرت جمهوری اسلامی خواهد بود. ما دوست داریم که خود حاکمیت، متشکل از همه ارکان آن، تضمین های لازم را برای انتخابات های آزاد، رقابتی و غیرگزینشی فراهم آورد.



ما دوست داریم خود حاکمیت به دنبال آزادی زندانیان، توسعه سیاسی و گسترش فرهنگ آزادی و تنوع رسانه ها و آزادی آنها باشد. بنده صریحا می گویم انتشار «کلمه سبز» و «اعتماد ملی» حتی اگر ضرری هم داشته باشد، ضرر آن کمتر از رسانه های غیرملی داخلی و رسانه های خارجی است. می دانم قبول نخواهد شد، یا حداقل در شرایط کنونی قبول نخواهد شد. ولی می گویم وجود کانال یا کانال های رادیویی و تلویزیونی برای جنبش سبز، نظام را تقویت می کند و به وحدت ملی کمک می کند. بنده ترس آن را دارم که محدودیت های فکری باعث شود ما از کشورهای دست چندم منطقه هم عقب بیفتیم و نمی دانم چگونه ملت ما می تواند از خود در مقابل امواج برون مرزی که قطعا به فکر مصالح ملی خودشان هستند، محافظت نماید. مضحک است اگر تصور کنیم با پخش پارازیت، هک کردن ها و فیلتر کردن ها، این امواج را می توانیم کنترل کنیم.



به هر حال، حاکمیت و جناح های مختلف سیاسی، اگر واقع بین باشند، باید بدانند همانطور که جنبش سبز در روز ۲۲ بهمن حضور داشت، آینده خوب برای کشور هم در گرو ایجاد زمینه برای وحدت بین همه مردم و اقشار مردم است و نه توصیف بخش قابل توجهی از ملت به «خس و خاشاک»، «گوساله و بزغاله» و «یک قشر محدود و اندک». سیره پیامبران و امامان ما نشان می دهد که هیچگاه حتی به دشمنان دین دشنام نمی دادند. آنها برای کرامت انسانی ارزش قایل بودند و بجای قضاوت درباره ی انسان ها، با رفتار رحمانی شان سعی می کردند فطرت خداجوی همه آنها را به سوی حق جذب کنن. مردم ما نمی توانند تحمل کنند که به نام دین رفتار های غیر دینی بلکه ضد دینی رواج یابد. وقتی در قرآن صحبت از پیامبر و یارانش می شود، آنان را به مهربانی در میان خود و مقابله محکم با دشمنان بشریت توصیف می کند و قطعا نه در زمان پیامبر و نه بعد از ایشان، همه مسلمانان به یک درجه از ایمان نبودند. مردم ما به خوبی فرق میان دینداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دین را می فهمند. این تعریف یک ملت نیست. این حاکمیت یک فرقه است و دزدیدن مفهوم ایرانیت و حس ملی و این خطرناک ترین راهبردی است که ما اکنون در مقابل آن قرار داریم. سلاح ما در مقابل چنین کژراهه ای، رفتن به سمت میثاق ملی و مذهبی مان و تکیه بر آرمان هایی است که به ایرانی پیشرفته و صلح جو در سطح جهانی و در سطح ملی منجر می شود. در چنین حالتی است که می توان امید داشت مثل سال های دفاع مقدس، همه ملت در مقابل خطرات، متحدا حضور پیدا کند. ملت همه اقشار، همه قومیت ها، همه فرهنگ ه و همه جناح هاست. علاقمندان به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانیم.





* در اطلاعیه شماره ۱۷ راه حل هایی برای برون رفت اعلام شده است. آیا غیر از راه حل های ارایه شده، راه حل های دیگری هم می تواند مورد توجه قرار گیرد؟





- یک نکته بسیار حساس در مورد اطلاعیه شماره ۱۷ آن است که قبول وجود بحران، به عنوان بخشی از راه حل شمرده شده است. از سوی دیگر بنده اعتقاد ندارم که راهی برای حل دفعی و ناگهانی این بحران وجود دارد. به عنوان مثال، نمی توان یک راهپیمایی مهندسی شده ترتیب داد و دل خوش کرد که همه چیز تمام شده است. مهم آن است که اکنون قدم هایی برداشته شود که به فرایند بهبود اوضاع دامن بزند. شما در نظر بیاورید که امروز اعلام شود که همه زندانی های سیاسی آزاد شده اند. بنده یقین دارم که این اقدام قبل از جناح ها و گروه ها، مورد اقبال همه مردم کشورمان قرار خواهد گرفت. و یا شاهد خودداری از خشونت و شهامت ابراز محبت به مردم خوبی که صرفا حق خود را می خواهند و می خواهند از فضای اختناق رهایی یابند باشیم.



ما اثر خس و خاشاک نامیدن مردم را دیده ایم. بگذاریم یکبار هم با احترام با مردم صحبت کنیم. در بعضی موارد، اجتناب از برخی اقدامات نامناسب می تواند به بهبود فضای ملی کمک کند. مثالش رفتار وحشیانه در میدان صادقیه در ۲۲ بهمن و امثال آن و حمله به مردم و خانواده شهدا و فرزندان آنهاست. چه کسی می تواند ادعا کند که این اقدامات فضاحت بار می تواند به نظام ما کمک کند؟ آیا پیوستن آقایان خاتمی و کروبی به صفوف مردم و اعلام عملی وحدت و یکپارچگی به حل بحران کمک می کند یا فرستادن عده ای چماقدار و قمه و زنجیر بدست برای اجرای استراتژی نصر با رعب؟ آیا حکومت می تواند راه حل را در ترساندن ملت بداند؟ اگر چنین پیروری هنر بود، ما و همه جهانیان، حمله صدام به حلبچه را محکوم نمی کردیم و نمی گفتیم او به مردم کشور خود هم رحم ندارد. فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه گرایی، سبعیت ایجاد می کند.



به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم ارزش تر می نماید و فاجعه بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می گویند که نمی دانند حمله کنندگان چه کسانی هستند. این توهینی بدتر به شعور دانشجویان و مردم است. آنچه در این فیلم جالب توجه است این است که در میان همین افراد نیروی انتظامی، کسانی دیده می شوند که دیگران را از ضرب و شتم نهی می کنند. ای کاش نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی کشور، اقتدار را نه در سرکوب و ضرب و شتم، بلکه در ایجاد فضای امن برای همه ایراانیان، صرف نظر از طرز فکر و عقایدشان، می دانستند. چه ضرورتی داشت فضای میدان صادقیه با نارنجک فلفلی و شیمیایی آلوده شود؟ همه این روش ها، ما را از راه حل های منطقی دور می کند. تضمین انتخابات آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و سالم، کلیدی ترین بخش راه حل هاست. اگر این امر حل نشود، ریزش مشروعیت نظام سرعت خواهد گرفت. جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند. همانطور که آزادی زندانی ها، آزادی رسانه ها و برچیده شدن فضای امنیتی در جای خود بسیار مهم هستند و باید ضرورت این راه حل ها را نه تنها به گوش حاکمیت، بلکه به گوش همه مردم کشورمان برسانیم.





*درباره نسبت گروه های مرجع و جنبش راه سبز حرف و حدیث زیادی وجود دارد. نظر شما چیست؟





- جنبش سبز حرکتی است که از بطن گره های مرجع مهم جامعه ما متولد شده و در ارتباط با این گروه ها هم رشد کرده است. در این زمینه بعنوان مثال به نامه ۱۱۶ استاد دانشگاه تربیت مدرس اشاره می کنم. این دانشگاه فرزند انقلاب است و بنده هم به عنوان یک عضو کوچک از خدمتگزاران اول انقلاب، در شکل گیری آن نقش داشته ام. همه می دانند که این دانشگاه دوره کارشناسی ندارد و هرم سنی آن نسبت به سایر دانشگاه ها بالا است. در کارکنان و دانشجویان آن، فراوانند کسانی که که در فعالت های اول انقلاب نقش فراوانی داشته اند. ۱۱۶ تن از اساتید این دانشگاه در کنار بیانیه های مشابه فراوان سایر دانشگاه ها و بیانیه های انجمن های اسلامی و نهادهای دانشگاهی دیگر نشان می دهد تا چه حد حضور جنبش در دانشگاه ها و در میان دانشگاهیان جدی و فراگیر است. بنده می خواهم بگویم همین نسبت را شما در میان پزشکان، معلمان، مهندسین، کارگران، جنبش زنان، ورزشکاران و هنرمندان و دیگر گروه های مرجع می توانید بیابید. یک نگاه ساده و بدون تعصب به جشنواره های دهه فجر نشان خواهد داد که هنرمندان به عنوان قشری به شدت تأثیرگذار کجا ایستاده اند. گفته می شود بعد از انتخابات، نزدیک هزار کلیپ و سرود در مورد جنبش سبز یا حوادث مربوط به آن ساخته شده و تعداد زیادی کاریکاتور، پوستر و نقاشی و سایر تولیدات هنری خلق شده است. چنین تحرکی در تاریخ فرهنگ کشور ما و شاید فرهنگ های جهانی بی نظیر است. بنده ارتباط وثیق جنبش راه سبز با گروه های مرجع را بهترین دلیل برای امید به تحقق خواستهای جنبش در آینده کشورمان می دانم. چرا وقتی میلیون ها دانشجو در سراسر کشور در پشت جنبش سبز است، به آینده امیدوار نباشیم؟





* در مورد روحانیون چطور؟







- در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای از روحانیون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها باید بدانند موضعگیری چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانیت و مراجع نیست. روحانیت اصیل ما هیچگاه مردم را با الفاظ رکیک خطاب نمی کنند یا از قتل و ریختن خون و در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند. روحانیت اصیل ما می داند که تهمت و شکنجه و آبروی دیگران را ریختن و تجسس حکمش در اسلام چیست. روحانیون واقعی ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخیص می دهد و این روحانیون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهیان هستند و اهمیت این وحدت را می دانند ما روحانیون فعال در جنبش سبز را ذخیره جنبش و پشتوانه بسیار مهم آن می دانیم. حضور آنها در جنبش سبز در شرایطی که از انواع روش ها و وسایل برای متهم کردن راه سبز به بی دینی و وابستگی به بیگانگان استفاده می شود، جنبه حیاتی دارد.



به همین دلیل، به همه کسانی که به امید اینده ای بهتر برای ایران عزیز به جنبش پیوسته اند عرض می کنم که پیوسته مراقب باشیم در دام تبلیغاتی که می خواهد روحانیت کشور را به جنبش بی اعتماد کند نیفتیم. کارناوال روز عاشورای سال ۷۶ و نمایش ها و تمهیدات شبیه آن از یادمان نرود. مخالفان جنبش اگر نه همه، ولی بخشی از آن، به هیچ اصول اخلاقی و دینی پایبند نیستند.





*پیشنهاد شما در مورد مراسم چهارشنبه سوری چیست؟





- مراسم این روز، یادمان جشنواره نور علیه تاریکی است اما علاقمندان به جنبش راه سبز ضمن انکه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند که این نوع مراسم ها باعث اذیت و آزار مردم بشود. مخصوصا توجه کنیم که ممکن است مخالفان جنبش بخواهند با برنامه ای که قبلا هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش سبز را بدنام کنند. بنده مطمئن هستم که سبزها در هیچ برنامه هنجارشکنانه یا تخریبی که موجب اذیت و ازار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگیری خواهند کرد.





*و نکته آخر؟





- بنده آرزو دارم روزی در کشور شرایطی ایجاد شود که مجموعه پوسترها، نقاشی ها، کلیپ ها و سایر آثار هنری خلق شده یک سال گذشته بدون سانسور به نمایش گذاشته شود و می دانم که انشاء الله با امید و حرکت جنبش سبز، روزی شاهد چنین نمایشگاهی که نشان دهنده شور و شوق ها و دغدغه های ملی ماست، خواهیم بود.



۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه

تلاش ترکیه برای انحصار «نوروز» و سکوت ایران!

لمه: در حالی که تنها چند روز از اقدام مجمع عمومی سازمان ملل متحد در معرفی “نوروز” به عنوان یک مناسبت جهانی با ریشه ایرانی می گذرد، رسانه های دولتی ترکیه با پوشش گسترده این خبر مدعی شدند که این عید متعلق به ترکها بوده است!




به گزارش سایت ایران بالکان(ایربا)، رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه با انتشار گزارشی در این خصوص نوشت: “نوروز، عید باستانی ترک ها و مردم منطقه با پیشنهاد کشورهای ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و ایران در سازمان ملل به عنوان “روز بین المللی نوروز” به ثبت رسید.”



این رسانه ترک زبان با اشاره به حمایت آلبانی، هندوستان و مقدونیه از این طرح، تاکید کرده است که ثبت نوروز به عنوان یکی از مناسبت های جهانی در سازمان ملل متحد با “همت ترکیه” و البته تلاش برخی کشورهای منطقه صورت گرفته است!



رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه در ادامه گزارش خود می افزاید: نماینده دائم آذربایجان در سازمان ملل و نماینده ایران در آن سازمان به هنگام معرفی قطعنامه مربوطه به ایراد سخنرانی درباره نوروز پرداختند.



این رسانه دولتی کشور ترکیه در بخش دیگری از گزارش خود نوروز را عیدی باستانی معرفی کرده که ریشه در تاریخ دور و دراز ترک ها دارد و افزوده است: روز اول بهار یا نوروز که در زبان ترکی ارگنه گون یا ارگنه کن نیز نامیده می شود توسط ملت ترک در سراسر جهان به عنوان یک عید باستانی که ریشه در تاریخ دور و دراز آنها دارد، گرامی داشته می شود.



گزارش مذکور که گویا تلاش کرده کمترین اشاره را به ایران و اهمیت نوروز برای ایرانیان و ایرانی بودن این عید باستانی داشته باشد، اینگونه پایان می یابد: این عید علاوه بر کشورهای ترک زبان ترکیه، ترکمنستان، آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان و نیز برخی جمهوری های خودمختار و جوامع ترک، توسط سایر ملیت های منطقه نیز گرامی داشته می شود!



بر اساس گزارش منابع خبری، مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تازگی “نوروز” را به عنوان یک مناسبت جهانی “با ریشه ایرانی” به رسمیت شناخته است.



در هفتاد و یکمین نشست شصت و چهارمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد که بعداز ظهر روز سه شنبه ۲۳ فوریه( ۴ اسفند) در مقر این سازمان در نیویورک برگزار و با تصویب قطعنامه ای عید نوروز به رسمیت شناخته شد.



در خبر منتشرشده از سوی سازمان ملل متحد درباره اهمیت نوروز آمده است: ” نوروز برای بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان، آغاز سال نو است و بیش از سه هزار سال است که درمناطقی از بالکان، منطقه دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه و نقاط دیگری از جهان جشن گرفته می شود.”



بر اساس این خبر، متن این پیشنهاد به وسیله نماینده آذربایجان مطرح شد و در ادامه این نشست نماینده ایران شعری از مولوی درباره تولد دوباره زمین و انسان در نوروز خواند.



در متن منتشر شده از سوی سازمان ملل از نوروز به عنوان روزی برای دعوت مردم به درک متقابل و گفت و گوی فرهنگ ها نام برده شد.



با تصویب سازمان ملل متحد از این پس همه کشورهای عضو این سازمان باید در تقویم های رسمی شان روز۲۱ مارس را به عنوان نوروز ثبت کنند و برای حفظ و توسعه فرهنگ و سنت های آن تلاش کنند.



پیشتر سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) نوروز را در فهرست میراث فرهنگی معنوی بشر قرار داده بود.



آنگونه که بی.بی.سی گزارش داده یکی از کشورهایی که در ثبت جهانی نوروز همکاری کرده ازبکستان است که جمعیت زیادی از این کشور از جمله در سمرقند و بخارا به زبان فارسی صحبت می کنند و دارای پیوند های قوی و مشترک فرهنگی با کشورهای منطقه از جمله ایران است.



به اعتقاد بعضی از پژوهشگران، قلمروی که هم اکنون مردم آسیای مرکزی در آن به زندگی می کنند در گذشته مکان اصلی سکونت مردم آریایی بوده و این امر موجب گسترش چشمگیر سنت ها و آیین های نوروزی در میان مردم این منطقه شده است.



در آن سوی آسیای مرکزی و قفقاز یعنی در کشورهای ترکیه و عراق هم کردهای این دو کشور نیز نوروز را جشن بزرگ خود می دانند و آن را گرامی می دارند.



عید نوروز در بعضی ازکشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان تعطیل رسمی است و جشن گرفته می شود.



در سال های اخیر برگزاری نوروز جنبه جهانی تری به خود گرفته و برخی از شهرهای اروپایی نیز آن را به رسمیت شناخته اند.



تلاش ترکیه برای انحصار این عید باستانی طی سال های اخیر در حالی جدی تر شده که بر اساس منابع مستند تاریخی و ادبی، پیدایش نوروز به دوران نخستین پادشاهان ایرانی نسبت داده شده است.



هر چند که منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست اما در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.



برخی از روایت‌های تاریخی نیز آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد.



همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است.

کسانی که در زمان مبارزه حرفی برای گفتن نداشتند، اکنون میدان‌داری می‌کنند

کلمه: رئیس مجلس خبرگان رهبری صبح امروز و بر سر مزار بنیانگذار جمهوری اسلامی به بیان نکات مهمی درباره ضرورت ادامه راه امام(ره) و خطر مخدوش شدن آن پرداخت.




به گزارش ایلنا، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی در مراسم تجدید ‌بیت رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری با امام و شهدا که سید حسن‌خمینی نیز حضور داشت، با اشاره به زیارت امام(ره) که دو بار در سال انجام می‌شود، اظهار داشت: تجدید روحیه و الهام گرفتن از منویات امام بر سر مزار شریفشان آسانتر است، ولی متاسفانه تبلیغات به گونه‌ای است که نسل جدید متوجه نمی‌شود امام با کمک مردم چه معجزه‌ای آفریدند.



وی افزود: آقایانی که تشریف دارند شاید می‌دانند که آن زمان و بعد از دوران آیت الله العظمی بروجردی چه می‌گذشت که روحانیت چه قدرت و صلابتی داشت ،اما تلاش‌هایی شروع شد تا آن صلابت شکسته شود و چیزی در مقابل دیکتاتوری رژیم باقی نماند؛ در آن هنگام ما طلبه‌های جوانی بودیم که با مسائل سیاسی و اقتصادی آشنایی داشته و به خصوص من که کارهای مطبوعاتی و نشریه مکتب تشیع را انجام می‌دادم، با رفقا عمیق‌ترین خفقان را می‌دیدیم و فکر می‌کردیم چیزی نیست که بتواند آن را بشکند و امیدی هم نمانده بود، زیرا تمام گروه‌ها احزاب وشخصیت‌ها که حرف مردم را می‌زدند سرکوب شده بودند و یک قبرستان واقعی و یاس مطلق در کشور حاکم بود.



این همراه امام در دوران مبارزات خاطرنشان کرد: درشروع نهضت امام تعبیر معمولی که در جلسات و محافل طلبگی وجود داشت این بود که حرکت امام را به مشت بر سندان یا درفش کوبیدن تعبیر می‌کرد و فکر می‌کردند ما کار طلبگی خودمان را بکنیم که واقعا شرایط این گونه بود و استثناء هم نداشت.



هاشمی رفسنجانی با اشاره به اینکه در دوران آغاز مبارزه شخصیت‌هایی مانند آیت الله کاشانی، فدائیان اسلام و کسانی که پس ازشهریور ۱۳۲۰ حضور داشتند از میدان سیاست و افکار عمومی حذف شده بودند،تصریح کرد: حرکت امام در ابتدا مانند سنگی که بر اقیانوس بیاندازند بود و موج کوتاهی ایجاد می‌کرد ، اما به تدریج با همت امام و شجاعت درایت ایشان و شاگردان که خدا مانند اصحاب امام زمان(عج) ذخیره کرده بود حرکت دشواری شد، ولی این موج بلند شد تا به ساحل رسید.



وی با بیان اینکه در دوران طولانی تبعید، امام ارتباط مستقیمی با مردم نداشتند و ما دلگرم می‌شدیم، ادامه داد: از سال ۴۲ تا ۵۷ و عمر خیلی کوتاه مبارزه شاهد بودیم که مردم آگاه شدند و همه چیز به هدف نزدیک شد که رفتار و کلمات امام در آن زمان و بعد از پیروزی انقلاب مهمترین سرمایه ماست.



رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: متاسفانه نسل نو که در آن دوران نبود هیچ خبری جز آنچه در رسانه‌ها وکتاب هاست ندارد و (عده‌ای)دوباره به فکر افتاده‌اند که امام را از ذهن‌ها حذف کنند.



وی افزود: طبیعی است کشورهای استکباری که ضربه سنگینی از امام در ایران و کشورهای دیگر خورده‌اند، الان از ایشان انتقام می‌گیرند، زیرا نهضت فلسطین احیا شد، لبنان راهی دیگری پیدا کرد و با افکار امام به همه جا رفت و بیان شد و هر مساله‌ای که در ایران اتفاق می‌افتد می گویند امام، دین، روحانیت و تفکرات شیعه همین است، زیرا می‌دانند از کجا ضربه خورده اند و نگران بودند ضربه عمیق‌تر شود و تاسف بیشتر این است که در داخل هم افراد ناآگاه، شاید با حسن نیت کمک می‌کنند که افکار امام را مطرود و مخدوش کنند و کسانی که در آن زمان حرفی برای گفتن نداشتند الان میدان‌داری می‌کنند.



وی سپس تاکید کرد: نباید بگذاریم داستان مشروطه دوباره در کشور تکرار شود، البته دشمنان خارجی خیلی حرفه‌ای عمل می‌کنند و بعضی حرف‌هایی که می‌زنند نشان می‌دهد که از کارشناسان کارکشته‌ای استفاده می‌کنند که عمدتا از ایران به خارج رفته‌اند یا فرار کردند و از تیپ‌های فرهنگی ‏‌، سیاسی، ‌اطلاعاتی و نظامی بودند که با ایران آشنایی و ارتباط دارند و مسائل را تحلیل می‌کنند.



رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هشدار داد: موج فتنه بزرگی علیه انقلاب، اسلام ولایت و تقدس روحانیت شروع شده که هیچ وقت نمی‌خواهد یک ذره هم کوتاه بیاید و ضعف‌های سیاسی و اقتصادی در داخل هم به یاری آنها می‌آید تا آنهارا به گذشته مربوط کند.



آیت الله هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: فکر می‌کنم، ما بقایای نیروهای پیشتاز انقلاب به اضافه نسل بعدی که به دلیل رشد در فضای انقلاب بهتر هستند، وظیفه سنگینی داریم.



وی با تاکید بر اینکه اسلام، تشیع، امام زمان و ولایت سرمایه ماست و اصالت با آنهاست، افزود: ولی امام سمبل و نمونه بود که نباید از آن غفلت کنیم وکسانی که این کار را می‌کنند دقیقا مانند کسانی هستند که میوه درختان پربار را مصرف می‌کنند و زیر سایه آن آرمیده اند، ولی آهسته آهسته درخت را از بیخ می‌زنند و این اشتباهی است که اتفاق می‌افتد و ان‌شاءالله هوشیار باشیم و بدانیم، مسیری تا به حال آمده‌ایم درست بود و جور دیگری تعبیر نشود و افراد نورسیده‌ای نخواهند کاری جدیدی را شکل دهند که از عهده آن بر نمی‌آیند، زیرا ممکن است با حسن نیت ، بنای تازه‌ای را روی بنایی که تخریب کرده‌اند بسازند که البته اشتباه می‌کنند.



رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به وظیفه سنگینی که همه بر عهده دارند، گفت: خوشبختانه کسی مانند مقام رهبری را در راس کشور داریم که تفسیر امام را بیشتر از همه می‌داند و آن را بیان می‌کند، اما متاسفانه افراد ناآگاه به جای اینکه مسوولیت کارهای خودشان را بپذیرند به گونه‌ای رفتار می‌کنند که همه مسوولیت‌ها را به عهده آقا می‌اندازند و با جا خالی دادن و حرف‌های نامربوط ، باعث می‌شوند ترکش کارهایی را که مردم از آنها قبول نمی‌کنند، به آن طرف (رهبری) برود.



آیت الله هاشمی رفسنجانی در پایان با بیان اینکه دشمن حرفه‌ای عمل می‌کند و ما هم باید میدان را با حرفه اطلاع رسانی درست تقویت کنیم، ابراز امیدواری کرد: ان‌شاء الله وظیفه‌ای را که برعهده داریم بتوانیم انجام دهیم و از مسوولیت سنگین شانه خالی نکنیم ، در غیر این صورت اگر این میراث را درست به نسل بعدی نسپاریم، نمی‌دانیم پیش خدا چه جوابی بدهیم.



۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

قدم اول در راه سبز امید و درد آزادی

من هم به حضور معتقدم چون اثرش را زیاد می دانم!از امید و انرژی ای که از حضور پرشمار نشات می گیرد نمی توان گذشت اما حضور به هنگام و به موقع کارسازتر نیست؟و یا حضور در کنار همه!آن زمان که استبداد و آزادی درد مشترک همه ما شود…راه امید،این راه سبز …


کلمه: نویسنده وبلاگ اندیشه ممنوع نوشت: همه را نمی دانم اما خود من آن زمانی که میرحسین نام این حرکت را ،راه سبز امید گذاشت خیلی متوجه مفهوم عمیق این کلمات که پشت سر هم ردیف شده بودند ؛نشدم…آنقدر داغ و پر از هیجان و احساس بودم که فقط فکر می کردم به این که فردا ها و پس فردا ها،قرار کجاست و آنجا با دیگر دوستان هم اندیش جمع بشم و با فریاد های سکوت و بعد از آن بیدادها ،با شعار ،حضور خودم را اعلام کنم… آن روزها فقط مهم این بود که قرار راهپیمای بعدی و بعد تر چه روزی است و حضور و ماجرای تعقیب و گریز و برگشت به خانه با چشمانی اشکبار از گازهای رنگارنگی که خورده بودند و صحنه هایی که دیده بودند!گذشت و گذشت تا امروز.



چند وقت پیش کتابی می خواندم که دیدم خیلی بی ارتباط با امروز و ما واین شرایط نیست ! قرار بود وظیفه همه ما آگاهی رسانی و آگاه کردن خود و دیگران باشد.گفتم بد نیست این تجربه را با شما دوستان هم در میان بگذارم،تا علاوه بر اینکه شاید شمع کوچکی باشد که در ذهن بیفروزم و روشنگر راه دوستان زیادم شود.یک بار دیگر ضرورت آگاه کردن مردمانمان را به حقوق خویش،زمانه،وقایع و آنچه که در اطراف و اکنافشان می گذرد و از آن بیخبر اند ؛را هر روز و هروز ،بیشتر و بیشتر به خود و دوستانمان یادآور شوم!در این روزگاری که اندیشیدن و حرف زدن شاید ممنوع باشد،اما یگانه وظیفه امروز ما همین است.



“کواکبی”؛ یکی از بزرگترین اندیشمندان این سرزمین، یکی از رجال فعال سیاسی بود که به مبارزه استبداد ترکان عثمانی در سوریه به فعالیت می پرداخت. کواکبی در بخشی از نظراتش در باب مبارزه با استبداد به نکات جالب توجهی اشاره کرده که دانستنش در این روزها شاید خالی از لطف نباشد ؛چه بسا که شاید برای دوستانی که امروز بر این عقیده اند که جنبش دچار سرخوردگی شده است و به اصطلاح نا امید اند و یا اینکه نمی دانند چه کاری الان درست است و باید انجام داد؛(که البته به نظر من این دوستان ناآگاه از وظیفه ای هستند که امروز بر دوش دارند!) کارگشا است و شاید راهنمایی ای کوچک .البته اگر این دوستان هنوز به این اعتقاد داشته باشند که مستحق آزادی اند و آماده برای دستیابی به آن.



کواکبی در امر رفع استبداد سه قاعده را مهم می داند:۱)قاعده اول آن است که اگر تمام افراد یا اکثر افراد جامعه درد استبداد را احساس نکنند،مستحق آزای نیستند؛پس رفع استبداد محدود به ملت هایی می شود که تمامی اعضای آن یا اکثرشان مشکلی به نام استبداد را دریابند و حس کنند.۲)کواکبی در قاعده دوم مقابله با استبداد را با سختی و شدت عمل نفی کرده ،شیوه ملایمت را توصیه می کند.



این قاعده باعث شده که برخی او را متمایل به سازشکاری بدانند؛در حالی که او در این قاعده نکته مهمی را عرضه می کند.او معتقد است که مقاومت شدید ممکن است موجد فتنه شده،به هلاکت مردمان منجر گردد؛از این رو نیکوترین اساس عدالت را شایسته کسی می داند که نه با استبداد نسبتی داشته باشد و نه به فتنه علاقمند باشد.(قاعده سومی هم هست که بنا بر مصلحت امنیت و ثانیاً چون الان به آن احتیاجی نیست و ثالثاً گرو کشی می کنم،که خودتان بروید بخوانید)… .ذکر نمی کنم.مشخصات کتاب را در انتها ذکر می کنم تا در صورت علاقه مطالعه کنید.



خیلی بعد از آنچه که گفتم حرف نمی زنم،چون اصل مطلب در چند خط گفته شد!حالا این راه و این ما،این راه سبز امید و شبکه اجتماعی و تشکیل هسته های کوچک،این ما و آگاهی مردمانمان که اگر آزادی درد همه ما نشود !!!..این ما و فهمیدن ضرورت آگاهی،این ما واین راه و این مردم و وظیفه و خلاقیت،یا شاید هم تاکتیک جدید نمی دانم هرچه که اسمش را دوست دارید بگذارید، در انجام پیگیری راه امیدی که برگزیدیم!و شایدقابل توجه دوستانی که هنوز تقویم به دست به دنبال روزی برای خیابان رفتن هستند!لزوم این امر بر کسی پوشیده نیست! من هم به حضور معتقدم چون اثرش را زیاد می دانم!از امید و انرژی ای که از حضور پرشمار نشات می گیرد نمی توان گذشت اما حضور به هنگام و به موقع کارسازتر نیست؟و یا حضور در کنار همه!آن زمان که استبداد و آزادی درد مشترک همه ما شود…راه امید،این راه سبز …



پاورقی:



*دوستانی بودند که می گفتند ما چگونگی راه سبز امید زیستن را بلد نیستیم،تصمیم گرفتم انچه را که به عنوان شیوه ای کاریردی در این راه می دانستم بیان کنم.شاید نظر دیگر دوستان متفاوت باشه!اما من به این نتیجه رسیدم کمی با دقت بیشتری باید بیانیه ها و راهبردهایی را که در بیانیه های گذشته میرحسین بیان شده ؛دقت کنیم.آنچه که من به آن دست یافتم،قدم اول در این راه را تشکیل هسته های کوچک مثلاً دوستی و فامیلی دانستم.



*قابل توجه دوستان،برای کسب یادآوری و چگونگی و چیستی هسته های اجتماعی،و شبکه اجتماعی به بیانیه میرحسین مراجعه کنید .دقیقاً یادم نیست کدام بیانیه،اما اگر خواستید و لازم دانستید در وب می گذارم.



*کتاب مورد نظر:اندیشه های سیاسی در ایران و اسلام،نویسنده : دکتر حاتم قادری،انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها(سمت)



ضرورت اصلاح قانون انتخابات


کلمه:صادق زیباکلام- هر طور که به قضایای انتخابات ۲۲ خرداد و حوادث تلخ بعد از آن بنگریم، از این واقعیت گریزی نیست که یکی از عوامل به وجود آورنده آن مجموعه فقدان به رسمیت شناخته شدن نقش نظارتی شورای نگهبان به عنوان یک نهاد مستقل و بی طرف است. در تمام جوامع دموکراتیک یا مردمسالار که در آن رای مردم حرف آخر را در مورد انتخاب قوه مجریه و مجلس می زند، همواره یک دستگاه مستقلی وجود دارد که بر انتخابات نظارت داشته و در صورت بروز ابهامات، اتهامات، شائبه تقلب و هر مساله دیگری که از سوی جریانات سیاسی ذی نفع در انتخابات پیش می آید، به عنوان حاکم انجام وظیفه کرده و حرف اش فصل الخطاب دعواها و مرافعه های احتمالی انتخابات است. در بسیاری از جوامع این نقش بر عهده قوه قضائیه و «دادگاه عالی» قرار گرفته است.




در برخی دیگر ترکیبی از قوه قضائیه و اعضای مجلس سنا نهاد ناظر بر انتخابات را تشکیل می دهند. در ایران این نقش حسب تشخیص قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است. در قانون اساسی ذکر شده نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان است. در قانون اساسی صرفاً لغت نظارت آمده و به جزییات اشاره یی نشده است. در عمل و اجرا به تدریج شورای نگهبان با این مساله مواجه شد که «نظارت» یعنی چه یا اگر درست تر گفته باشیم حد و مرز و حدود و ثغور این «نظارت» به چه میزان و تا به کجاست؟ اگر شورای نگهبان خبط و خطایی در جریان انتخابات مشاهده کرد یا به آن گزارش شد، چگونه باید اقدام کند؟ آیا اگر آن خلاف را به مقامات وزارت کشور یا قوه قضائیه منعکس کند، وظیفه اش دیگر در اینجا به پایان می رسد یا اینکه شورای نگهبان در صورت مشاهده یا گزارش خطا، خود باید راساً و مستقیماً دخالت و اعمال قدرت کند؟ برخی از مسوولان و صاحب نظران اعتقاد به رویکرد نخست داشته و معتقد بودند وظیفه شورای نگهبان «نظارت» است نه تنبیه خاطی و اتخاذ سیاست های عملی و اجرایی؛ همچون پلیس که وظیفه اش تحویل مجرم به دستگاه قضایی است و خود نمی تواند مجرم را مجازات کند. برخی دیگر معتقد بودند این برداشت «غربی» و «لیبرال»مآبانه است و شورای نگهبان باید در صورت بروز تخلف، یا مشاهده تخلف یا گزارش تخلف، خود راساً اقدام کرده و تعیین تکلیف هم کند.



این دو دیدگاه به «نظارت استطلاعی» و «نظارت استصوابی» معروف شدند. در اولی شورای نگهبان به عنوان «مطلع» مقامات ذی ربط را در جریان می گذارد در حالی که در دومی خود شورا هرچه را که صواب و مصلحت بداند انجام می دهد. جریانات انقلابی و رادیکال بیشتر متمایل به دیدگاه دوم بودند. خود شورای نگهبان هم که بالطبع تمایل به برخورداری از قدرت بیشتر و اختیار بیشتر داشت طرفدار «نظارت استصوابی» بود.



استدلال گروه اول آن بود که اساساً مرجعی که جرم را تشخیص می دهد، نمی تواند خود مجرم را مجازات کند. به بیان کلی تر، نهادی که قانونگذاری می کند نمی تواند و نباید مجری همان قوانین شود. این با اصول اولیه دموکراسی منافات پیدا می کند چرا که اگر قرار شود پلیس هم مجرم را دستگیر کند و هم او را مجازات کند، یا مجلس یا قوه قضائیه قانونگذاری کنند و خود هم مجری همان قوانین باشند، باعث تمرکز قدرت در دست پلیس یا مجلس یا قوه قضائیه می شود. اساساً دموکراسی های مدرن بر روی اصل تفکیک قوا قرار دارد. قانونگذاری را یک قوه انجام می دهد و اجرا را قوه دیگر. متهم را یک قوه می گیرد و قوه دیگری او را مجازات می کند. در مورد شورای نگهبان هم طرفداران نظریه «نظارت استطلاعی» همین استدلال پایه یی دموکراسی را به کار می بردند. به اعتقاد آنان، اینکه شورای نگهبان هم خود خطا را تشخیص دهد و هم خود در مقام تنبیه برآید، باعث تمرکز قوای بیش از حد در دست آن شورا می شد و بالطبع با نفس روح و فلسفه نظام های مبتنی بر رای مردم و مبتنی بر قانون اساسی مغایر می شد که اتفاقاً نظام جمهوری اسلامی ایران هم بر آن دو پایه استوار است.



اما شور انقلابی دهه ۱۳۶۰ و اینکه آن حرف ها و نظریه ها مال نظام های سکولار غربی است، و اینکه اعضای شورای نگهبان جملگی فقهایی عادل، خداترس و پاکدامن هستند، کفه موازنه میان دو نظریه نظارتی «استطلاعی» و «استصوابی» را به نفع دیدگاه نظریه «استصوابی» سنگین تر کرد و مجلس سوم که از قضای روزگار اکثریت آن با چپ ها (اصلاح طلبان بعدی) و جناب شیخ مهدی کروبی بود، «نظارت استصوابی» را به صورت قانون درآورده و تقدیم شورای نگهبان کردند.



مابقی داستان را دیگر می دانیم. نخستین قربانیان «نظارت استصوابی» از قضای روزگار همان چپ های مجلس سوم بودند که به تیغ نظارت استصوابی شورای نگهبان گرفتار آمدند. در ابتدا و به واسطه احساس اطمینان و اعتمادی که نسبت به شورای نگهبان و در سطح جامعه وجود داشت، هرکس که رد صلاحیت می شد، که آن فرد حکماً و یقیناً کاسه یی زیر نیم کاسه دارد و حتماً چیزی در گذشته اش بوده که آن را پنهان داشته اما شورای نگهبان به آن پی برده و در نتیجه او را رد صلاحیت کرده است. به عبارت دیگر هیچ کس یا کمتر کسی ممکن بود بپذیرد که شورای نگهبان ممکن است بی دلیل و صرفاً به دلیل گرایش های سیاسی، خطی و جناحی رد صلاحیت کند. بنابراین وقتی چهره های شاخص چپ یا هر فرد دیگری که ردصلاحیت می شد، فرض جامعه آن بود که نامزد ردصلاحیت شده، حقش بوده. افراد رد صلاحیت شده نیز تصور می کردند در موردشان سوءتفاهمی اتفاق افتاده و کسی یا کسانی یا ارگانی در حق آنان شیطنتی کرده و اطلاعات غلط به شورا داده اند والا محال است شورا غرض ورزی کرده و تحت تاثیر مسائل سیاسی قرار گیرد. بنابراین رد صلاحیت شده ها فی الفور یک طوماری از سوابق سیاسی، مبارزاتی، جنگ و جبهه و عقیدتی شان خطاب به شورای نگهبان تنظیم می کردند تا «سوءتفاهم» شورا را برطرف کنند. به علاوه سعی می کردند «توصیه نامه »هایی از چهره ها و شخصیت های بانفوذ نظام، بالاخص روحانیون برجسته تهیه کنند و «سوءتفاهم» شورای نگهبان را کاملاً برطرف کنند.



اما به تدریج میزان رد صلاحیت شده ها آنقدر زیاد شد که دیگر کمتر کسی باور می کرد برای شورای نگهبان سوءتفاهمی پیش آمده. عملاً یکسری جریانات سیاسی اساساً از منظر شورای نگهبان «ناسالم»، «نامناسب»، «منحرف» و… تشخیص داده شده بودند و به طور اتوماتیک رد صلاحیت می شدند. رد صلاحیت ها که گسترده شد، دیگر کسی در مقام اثبات بی گناهی اش به شورا برنمی آمد بلکه افراد نوعاً به تصمیم شورا معترض بودند.



شورای نگهبان در خصوص برخی از اعتراضات پاسخ می داد که اسناد و مدارکی یا اطلاعاتی در مورد برخی از رد صلاحیت شده ها دارد اما به واسطه آنکه آبروی آنان نرود، سکوت می کند و اطلاعاتی را که در مورد این اشخاص دارد و اینکه به چه دلیل یا دلایلی آنها را رد صلاحیت کرده، به خاطر خودشان اعلام نمی کند. این پاسخ شورای نگهبان بیشتر فلفل و نمک به روی زخم ردصلاحیت شده ها بود تا پاسخی موجه. بسیاری از ردصلاحیت شده ها رسماً و علناً و در مطبوعات و رسانه های جمعی از شورای نگهبان می خواستند، بلکه خواهش و تمنا می کردند که آن اطلاعات را حتماً افشا کند و آنان نه تنها هیچ گلایه یی از شورا نمی کردند بلکه دستان اعضای شورا را هم می بوسیدند.



اما شورای نگهبان حتی یک بار هم دلایل رد صلاحیت نامزدها را اعلام نکرد.



با بالا گرفتن اعتراضات سرانجام مجلس، شورای نگهبان را به دو اصل مهم مکلف کرد؛ یکی اینکه شورای نگهبان صرفاً از چهار مرجع رسمی دادگستری، نیروی انتظامی، اطلاعات و وزارت کشور بیشتر نمی تواند استعلام کند.



اگر آن چهار نهاد خلافی و مطلبی علیه کاندیدا نمی داشتند، شورا نمی توانست از نهاد و ارگان دیگر استعلام کند. تصمیم دیگر مجلس آن بود که شورا موظف است به کلیه ردصلاحیت شده ها دلیل یا دلایل رد صلاحیت شدن شان را اعلام کند. اینکه آیا شورای نگهبان مورد نخست، یعنی کسب اطلاعاتش را به آن چهار ارگان محدود کرده یا از هر کجای دیگر هم که شده کسب اطلاعات می کند، خیلی معلوم نیست. اما در خصوص اعلام دلایل رد صلاحیت به نامزدها شورا آشکارا از قانون تمکین چندانی نکرد. فی الواقع تمکین آن از قانون به این صورت است که دلیل رد صلاحیت فی المثل صادق زیباکلام را «عدم التزام به ولایت فقیه» اعلام می کند و دلیل رد صلاحیت خانم زیباکلام را عدم پایبندی به قانون اساسی و دلیل رد صلاحیت فرزند زیباکلام را پایبند نبودن به انقلاب اسلامی اعلام می کند و به هیچ وجه هم خود را مکلف و موظف نمی داند که توضیح دهد «عدم التزام به ولایت فقیه یا قانون اساسی یا نظام جمهوری اسلامی» را از کجا به دست آورده؟ آیا آن چهار ارگان به شورا این گونه گزارش کرده اند یا اینها به شورا مشتبه و الهام شده است؟



امروزه کمتر کسی دیگر باور دارد که شورای نگهبان جناحی و خطی عمل نمی کند.



در جریان انتخابات ۲۲ خرداد اعضای شورا حتی اصرار و تلاشی هم نداشتند تا تعلق خاطرشان را از یکی از نامزدها مخفی نگه دارند. علناً از نامزد مورد نظرشان جانبداری می کردند و حتی زحمت اینکه این عمل را برای خالی نبودن عریضه هم که شده بپوشانند به خود نمی دادند. در حالی که بدیهی ترین، اولیه یی ترین و ابتدایی ترین ویژگی یک دستگاه ناظر و نظارتی اصل بی طرفی یا در اصطلاح حقوق اصل Impartiality است.



چگونه می توان برخی از اعضای شورای نگهبان را «بی طرف» دانست؟ این بی اعتمادی و بی اطمینانی که نسبت به عملکرد شورای نگهبان ظرف دو دهه گذشته به وجود آمده ناشی از چه چیز بوده؟ آیا در اینجا هم می خواهیم به سروقت خارجی ها، دشمنان انقلاب و نظام، استکبار جهانی و صهیونیست بین الملل برویم؟ آیا خود عملکرد شورای نگهبان بیشترین صدمه و لطمه را به جایگاه آن وارد نکرده؟ آیا اگر شورای نگهبان از همان صلابت، قداست و اعتمادی که در گذشته از آن برخوردار بود امروز هم برخوردار می بود، حوادث تلخ و ناگوار بعد از اعلام نتایج انتخابات ۲۲ خرداد می توانست اتفاق بیفتد؟ موسوی، کروبی، اصلاح طلبان، مخالفان، معاندان و فرد و گروه و جریان دیگری، هر قدر هم که اعلام می کردند در انتخابات تقلب شده، اگر مردم یا کسر قابل توجهی از مردم «بی طرفی» و «دادرسی» شورا را قبول می داشتند آیا هیچ گروه و شخصیت و جریانی می توانست به «بهانه» و به «دستاویز» تقلب در انتخابات مردم را به خیابان ها بکشاند؟



اصلاح قانون انتخابات و تعیین تکلیف «نظارت استصوابی» گام بسیار ضروری است برای برگرداندن قطار انقلاب و جمهوری اسلامی به ریل اصلی آن. تجربه دو دهه عملکرد «نظارت استصوابی» به عینه نشان داده «اصل تفکیک قوا» که بنیان مردمسالاری جدید روی آن قرار گرفته، یک مساله سطحی نیست. تجربه تلخ رادیکالیسم و تندروی دهه ۱۳۶۰ بعد از دو دهه نشان می دهد حق با تاریخ است. اصل تفکیک قوا مانع از تمرکز قدرت در یک نقطه می شود و این اصل لازمه مردمسالاری است. اگر عنایتی به تاریخ هم نداشته باشیم، تمرکز قدرت در دست شورای نگهبان بدون آنکه به هیچ نهادی مکلف به پاسخگویی باشد، نشان داد تمرکز قدرت در دست یک نهاد و فقدان پاسخگو بودن چه تبعات زیانباری برای جامعه و نظام سیاسی آن می تواند در بلندمدت در پی داشته باشد.



منبع: اعتماد



۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه

بیانیه مهدی کروبی خطاب به ملت بعد از مراسم ۲۲ بهمن


کلمه: مهدی کروبی در پیامی به ملت ایران در خصوص حوادث روز ۲۲بهمن بیانیه ای صادر کرد.


به گزارش سحام نیوز متن این بیانیه به شرح زیر است:


بسمه تعالی

مردم بزرگ و آزاده ایران؛


از حضور فراگیر و گسترده شما به رغم فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم در مراسم ۲۲ بهمن امسال عمیقا سپاسگزارم. امسال اگرچه مراسم ۲۲ بهمن با دعوت همه جناح‌های سیاسی و شخصیت‌ها و مراجع عظام، با امید گشایش روزنه‌هایی به سوی حل بحران و مشکلات ملی انجام پذیرفت، اما متاسفانه جریان تمامیت‌خواه و خشونت‌طلب می‌کوشد با استفاده از صدا و سیما و رسانه‌های دولتی و شبه‌دولتی خود، با بی‌اخلاقی تمام و وارونه‌سازی واقعیت و پنهان‌کردن وحشی‌گری‌های جانبی و فضای امنیتی حاکم بر این راهپیمایی، آن‌را به نفع خود مصادره کند.


جریان خشونت‌طلب می‌خواهد از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان امکان پذیر شد، برای پاک‌کردن آثار ناشی از زندانی‌کردن‌ها و جنایت‌ها و شکنجه‌ها و کشتارهای خیابانی بهره برد. می‌خواهد چادری از مغلطه و کژنمایی بر این جنایات و وحشی‌گری‌های خود بکشد. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال درحالی برگزار شد که نیروی‌های نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کرده‌بودند. آن‌ها با هر حرکت و نشانه‌ای از عدم موافقت با وضع موجود، به‌شدت برخورد‌ می‌کردند و آن‌را خفه می‌کردند. طرفه آن‌که، حتی یک تصویر از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجک‌های اشک‌آور و ضرب و شتم شما مردم، در رسانه‌های داخلی نشان داده‌نشد!

گویا چشمانشان، با پرده‌هایی از گمراهی پوشیده شده که گمان می‌کنند که توانسته‌اند بر خاطره جمعی مردم پرده فراموشی بکشند و با مصادره تمام و کمال این مراسم ملی و مذهبی و انقلابی به نفع خود، مستمسکی برای ادامه جریان «سلب حقوق حقه مردم» فراهم کنند. حال آن‌که بدون دعوت جریان‌های سیاسی و حضور مردمی، راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، به راهپیمایی بی‌رمق یگان‌های نظامی و امنیتی تبدیل می‌شد و امکان چنین بهره‌برداری تبلیغاتی برای ایشان فراهم نمی‌آمد.

همه ما می‌دانیم که حضور شما مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، به یقین نه به دلیل علاقه‌تان به سیاست‌های سرکوب و پرکردن زندان‌ها که به‌دلیل علایق ملی و عشق‌تان به ایران، انقلاب و امام بود. شما مردم خوب کشورمان در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی شرکت نکردید تا با کتک‌زدن مردم بیعت کنید. شما مردم مومن کشور ما بهتر از هرکسی می‌دانید که ریختن خون بی‌گناهان با مبانی دین و اخلاق‌تان سازگار نیست. مگر مولای ما علی (علیه‌السلام) برای تقویت حکومت خود زندان‌هایش را پرمی‌کرد؟ شما مردم شهید داده کشورمان، راضی به سرپوش گذاشتن روی جنایات کهریزک و مجتمع سبحان و خوابگاه‌های دانشجویی و بی‌حرمتی به مراجع نیستید و حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن هم، تاییدی بر آن جنایات نبوده‌است.

با این‌حال کسانی که حداکثر تلاش خود را برای مهندسی تظاهرات ۲۲ بهمن به‌کار بردند و از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند، باید دلیل خالی ماندن میدان آزادی را به هنگام سخنرانی، علی‌رغم استفاده از این همه نیرو و بسیج نیروهای انتظامی و نظامی خود توضیح دهند. مگر می‌شود تصور کرد که مردمی چنین فهیم، دلیل حضور ده‌ها‌هزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان‌ها را ندانند؟ آیا فکر می‌کنند مردم فشار نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی‌ها با قمه و باتوم و گاز فلفل، برای جلوگیری از پیوستن خدمتگزاران نظام و ایران به خیل خروشان‌شان را نمی‌بینند؟ آیا تصور می‌کنند که مردم متوجه ترس و ضعف حاکمیت نشده‌اند؟

مردم عزیز، حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال قابل تحلیل نیست، مگر آن‌که صف‌آرایی‌های دو گرایش عمده در این تظاهرات، مستقل از هم، نمایش داده و ارزیابی شود. ما با دوگرایش روبرو هستیم. یکی گرایشی است که از حق اجتماع و راهپیمایی مردم که در اصل ۲۷ قانون اساسی نیز بر آن تصریح شده، می‌هراسد و برای‌همین روز راهپیمایی ملی، تهران را به پادگان تبدیل می‌کند. گرایشی که فقط حضور طرفداران خود را در راهپیمایی برمی‌تابد و ملت را مجموعه‌ای از افراد طرف‌دار و تابع خود می‌داند و بقیه مردم را، حتی اگر اکثریت نیز باشند، خس و خاشاک می‌خواند. اما سوی دیگر، گرایشی است که شما را با همه تنوع و رنگارنگی اعتقادی‌تان، فارغ از ویژگی‌های جنسیتی و قومیتی و فرهنگی و طبقاتی، به رسمیت می‌شناسد. گرایشی که مردم را نه صرفا به میدان آزادی، بلکه به نشستن سر سفره آزادی فرامی‌خواند.

لذا برای ازمیان رفتن پرده‌های گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیت‌خواه، براساس آموزه‌های مرادم امام خمینی(ره)، دو پیشنهاد دارم. پیشنهاد اولم این است که همان‌طور که حضرت امام در سال ۱۳۴۱ فرمود «حاکمیت یک میتینگ در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه متینگ بدهند»، می‌خواهم براساس حق مسلم مردم، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود تا اقلیت و اکثریت مشخص شود. امنیتش را هم خودمان تامین می‌کنیم و تضمین می‌دهیم که این راهپیمایی با پرهیز از هرگونه شعار ساختارشکن برگزار شود؛ یک راهپیمایی آزاد، آن‌هم یک‌بار برای همیشه، تا وزن هر گرایش در جامعه ما، بی‌فشار و تهدید روشن شود.

اما پیشنهاد دوم: درحالی‌که جریان تمامیت‌خواه می‌خواهد راهپیمایی ۲۲ بهمن را به رفراندومی برای تایید سیاست‌های خشونت‌آمیز و ضدمردمی خود تبدیل کند، پیشنهاد می‌کنم که براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، رفراندومی برای برون‌رفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد. دخالت‌هایی که به‌نام نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفته‌است و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشته‌است. این دخالت‌هاست که مانع برگزاری یک انتخابات آزاد ریاست‌جمهوری و تشکیل یک مجلس خبرگان و شورای اسلامی مستقل می‌شود. این چگونه مجلس مستقلی است که نمایندگان ملتش، از ترس نظارت شورای نگهبان، مجبورند که هربار بیانیه‌هایی برای محاکمه دلسوزان کشور تنظیم می‌شود، آن‌را امضا کنند؟ کارنامه انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان داد که این، تنها رفراندوم است که می تواند راهگشای ما برای عبور از این تنگناها باشد. در کنار حضور مجلسی مستقل است که اصول مربوط به منافع و حقوق اساسی ملت مانند آزادی رسانه‌ها و مطبوعات، اصلاح شرایط برگزاری دادگاه‌های سیاسی و … هم تامین می‌شود. و نیز این گونه مجلسی، فارغ از سایه حاکمیت شورای نگهبان است که وزن نیروهای سیاسی در جامعه را روشن خواهد کرد، نه جوسازی و تمهیدات دولتی و هزینه‌های میلیاردی، چنان‌که در ۲۲ بهمن امسال دیدیم.


والسلام


مهدی کروبی



خاتمی:هرگز با مصلحت اندیشی نادرست خواست مردم را دور نخواهیم زد



خانواده خبرنگاران سیاسی ، به طور مشترک به گفته های محمدجواد لاریجانی، رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه که گفته بود هیچ روزنامه نگاری در جمهوری اسلامی به دلیل اعتراض و یا حضور در تجمع در زندان به سر نمی برد،اعتراض کردند.این دیدار رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه«هیچ‌وقت حاضر نیستیم با مصلحت اندیشی‌های نادرست آنچه احساس می‌کنیم خواست مردم است را دور بزنیم»، خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بخصوص روزنامه‌نگاران دربند شد و از انبوه معترضانی که باآرامش و متانت، 22 بهمن به میدان آمدند تشکر کرد



کلمه: جمعی از خانواده های روزنامه نگاران زندانی صبح دیروز (یکشنبه )در دیدار با سیدمحمد خاتمی،رییس جمهوری پیشین ضمن بیان نگرانی های خود در باره تعداد زیاد روزنامه نگاران زندانی و صدور احکام سنگین برای آنها، به طور مشترک به گفته های محمدجواد لاریجانی، رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه که گفته بود هیچ روزنامه نگاری در جمهوری اسلامی به دلیل اعتراض و یا حضور در تجمع در زندان به سر نمی برد،اعتراض کردند.




به گزارش وب سایت «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» در این دیدار مهسا امرآمرآبادی، روزنامه نگاری که در حوادث پس از انتخابات بیش از دو ماه در زندان بوده و اکنون با قرار وثیقه آزاد است با اشاره به انتقال همسر روزنامه نگارش به زندان رجایی شهر گفت: قوه قضاییه حتی اصل تفکیک زندانی ها براساس جرائم شان را رعایت نمی کند و اکنون مسعود با شش قاتل حرفه ای هم بند است.”



وی دربخش دیگری از سخنانش گفت: آقای خاتمی! ما نگرانیم! نگرانیم که دوباره روزنامه نگاران قربانی شوند. تجربه هشت سال اصلاحات نشان می دهد که روزنامه نگاران آسیب زیادی دیده اند. ما نگران همه زندانی های سیاسی هستیم اما این واقعیت را هم نمی توانیم کتمان کنیم که قشر روزنامه نگار را نسبت به برخی دیگر از اقشار آسیب پذیرتر می دانیم که این آسیب پذیری به شرایط این حرفه در کشورهایی مثل ما باز می گردد. ما امیدواریم به دلیل آسیب پذیرتر بودن مان توجه ویژه ای به مسائل روزنامه نگاران زندانی بشود. ما می دانیم که فعالان سیاسی که روزی جزو حکومت بودند در زندان نخواهند ماند، اما چه بر سر روزنامه نگاران که مستقل از حکومت هستند، خواهد رفت.”



سپهرناز ابوذرپناهی، همسر سعید لیلاز از دیگر روزنامه نگاران زندانی نیز در این جلسه نسبت به حکم سنگین صادر شده برای همسرش اظهار نگرانی کرد و گفت : سعید وظایفش را به عنوان یک روزنامه نگار منتقد همواره در چارچوب قانون اساسی انجام داده است و همواره دلسوز نظام جمهوری اسلامی و ایران بوده و من نمی دانم چگونه به او حکم نه سال زندان داده اند.اگر انتقاد می کرد به خاطر اصلاح امور جامعه بود .او سالهای زیادی نیز به عنوان یک مدیر در این کشور خدمت کرده است اما حتی برای نوشتن لایحه دفاعیه اش در زندان قلم و کاغذ در اختیارش قرار ندادند و به همین دلیل نتوانست از خودش آنطور که لازم بود دفاع کند .”



همسر لیلاز گفت” :همسرم همچنان از امکانات رفاهی در زندان بی بهره است و هنوز حتی حاضر نمی شوند یک خودکار بیک در اختیارش بگذارند ،کتاب و سایر امکانات که بماند.”



دختر حمزه کرمی با اشاره به اینکه پدرش مدیر وب سایت جمهوریت بوده است ،گفت”:ما همچنان در شوک صدور حکم شانزده سال زندان و شش میلیارد تومان جریمه نقدی برای پدر خود هستیم .چیزی که هرگز در مغز ما نمی گنجد.”



خانم کرمی اضافه کرد “:پدرم سی سال برای نظام جمهوری اسلامی خدمت کرده است .حتی این هشت ماه گذشته که در زندان بوده ، حقش نبوده چه برسد به اینکه اکنون به شانزده سال زندان محکوم شده است.ما نگران سلامت پدرمان هستیم .او اکنون در بند ۲۴۰ زندانی است و حتی از امکان هواخوری بی بهره است.”



شهرزاد کریمان ،مادر شیوا نظرآهاری ،وب نگار و فعال حقوق بشر نیر در این دیدار گفت “:شیوا در حوادث پس از انتخابات برای دومین بار است که بازداشت شده و تا همین دو روز پیش در سلول انفرادی بود.دخترم روحیه ای کاملا قوی دارد و می گوید مشکلی برای تحمل زندان و انفرادی طولانی ندارد ،ناراحتی اصلی ام این است که چرا او را به سازمان منافقین وصل کرده اند .سازمانی که به قول مهندس موسوی یک سازمان مرده است و حالا مسوولان قضایی ما با نسبت دادن اتهام بی اساس ارتباط فرزندان ما با آنها ،این سازمان را زنده کرده و باردیگر بر سر زبانها انداخته اند.”شیوا می گوید “من حاضرم زندان طولانی مدت را به خاطر فعالیت های روزنامه نگاری و حقوق بشری ام در زندان بمانم و نه به خاطر انگ ارتباط با سازمان مجاهدین خلق.”



ژیلا بنی یعقوب ،روزنامه نگار دیگری که در این جلسه حضور داشت یا اشاره به صدور حکم سنگین زندان برای همسرش ،بهمن احمدی امویی و دیگر روزنامه نگاران زندانی گفت :آقای لاریجانی گفته اند روزنامه نگاران به خاطر تخریب اموال عمومی در زندان هستند و نه به خاطر فعالیت های روزنامه نگاری شان .اما به عنوان مثال باید بگویم تمامی اتهامات همسر من که بر اساس آن محکوم شده مطبوعاتی است و این کاملا در پرونده قضایی او مستند است . مصداق مهم ترین اتهام او که منجر به صدور پنج سال حکم زندان برای او شده ،مربوط به مسوولیتش در سایت خرداد نو است .آیا فعالیت در یک سایت فعالیت رسانه ای نیست و تخریب اموال عمومی است؟با مروری بر اتهامات سایر روزنامه نگاران نیز خیلی راحت قابل تشخیص است که اتهام های آنها نیز به خاطر فعالیت های رسانه ای شان بوده است و نه به قول آقای لاریجانی تخریب اموال عمومی.”



ژیلا بنی یعقوب با اشاره به زندانی بودن بیش از شصت روزنامه نگار در ایران گفت :”متاسفانه این بار نیز در یک جنیه منفی پیشتاز شده ایم و حتی رکورد چین را در این باره شکسته ایم که با بیش از یک میلیارد جمعیت ،۲۳ روزنامه نگار در زندان دارد .این در حالی است که در حوادث پس از انتخابات پیش از یکصد روزنامه نگار بازداشت شده اند که تعدادی با وثیقه ازاد و در انتظار برگزاری دادگاههای خود هستند و ببش از شصت نفر نیز در زندان اند.هرچند گزارش های تایید نشده خبر از زندانی بودن هشتاد روزنامه نگار می دهد .”



پدر فواد شمس که سالها در جبهه های جنگ حضور داشته و همرزم محمد علی خلیلی فرماندار پاوه بوده ، نیز در پاسخ به اظهارات محمد جواد لاریجانی گفت” :پسر من نمونه روزنامه نگاری است که تنها جرمش وبلاگ نویسی است و نمی دانم چطور آقای لاریجانی به راحتی زندانی بودن این همه روزنامه نگار را به خاطر حرفه شان منکر می شود.”



آقای شمس با ارئه گزارشی از وضعیت فررند روزنامه نگارش گفت “:بارجوها به فرزندم می گویند تو جرمی مرتکب نشده ای اما اگر آزادت کنیم ممکن است مرتکب جرم شوی”



وی با بیان اینکه به فرزندش افتخار می کند ،گفت “:فرزند من یک انسان آزاد است و اگر ازاده نبود اصلا الان در زندان نبود .انسان هایی که این روزها در زندان اند ،به خاطر آزادگی شان به زندان افتاده اند.”



فرزندان کیوان صمیمی دیگر روزنامه نگار در بند نیز خواستار توجه ویژه مسوولان به وضعیت روزنامه نگاران زندانی شدند و گفتند :”روحیه پدر ما در زندان بسیار عالی و مقاوم است و بارها گفته که هیچ مشکلی برای تحمل زندان های طولانی تر ندارد.”



پروین تاجیک ،خواهر عبدالرضا تاجیک دیگر روزنامه نگاران زندانی نیز در این جلسه گفت “:در دیداری که با دادستان تهران آقای جعفری دولت آبادی داشتم ایشان به من گفت برادر شما (عبدالرضا تاجیک) حاضر نیست از مواضع اش کوتاه بیاید . معلوم است هنوز زندان رویش اثر نگذاشته ، بنابراین فعلا در زندان می ماند تا افکارش تغییر کند .از دادستان پرسیدم منظورتان چیست که گفت تاجیک از نهضت آزادی و کانون مدافعان حقوق بشر حمایت می کند و با منتظری و کروبی نیز ملاقات داشته است. وقتی دادستان اینها را به عنوان موارد اتهامی می گفت ، مانده بودم چه بگویم. آیا این دلایل باعث شده برادرم دو ماه ممنوع الملاقات باشد؟ آیا اصلا این موارد را می توان اتهام محسوب کرد؟ هرچند در مقام خواهر از برادرم در این جلسه دفاع کردم و به دادستان نیز گفتم که رضا فردی صادق و درستکار است و همیشه با نگاهی انتقادی سعی می کرد اوضاع جامعه را بهتر کند. جامعه ای سالم است که در آن نقد وجود داشته باشد . “



فرنوش امیرشاهی ،هسر وحید پوراستاد روزنامه نگاری که در موج بازداشت های پیش از بیست و دوم بهمن ماه بازداشت شده ،گفت “:واقعا نمی توانم دلیل بازداشت همسرم را درک کنم .وحید آنقدر محتاط و درچارچوب قانون عمل می کند که همواره از سوی همکارانش به محافظه کاری و حتی سانسورچی بودن متهم شده است .حال وضع به جایی رسیده است که انسان ملایم و محتاطی مثل او هم در این سیستم تحمل نمی شود.”



همسر مرتضی کاظمیان نیز در این جلسه خطاب به خاتمی گفت” :یک عده در این کشور از مصونیت آهنین برخوردارند و به خود اجازه می دهند هر اتهامی را به دیگران بزنند و در برابر هیچ مرجعی هم پاسخگو نباشند.



وی افزود “: در این کشور ،از دوران مشروطه تاکنون ،سر روزنامه نگاران در عروسی و عزا بر دار شده است .هیچ وقت نتوانسته اند به روزنامه نگاران اتهام اخلاقی یا مالی بچسبانند ،آنها گناهی چز انجام وظیفه حرفه ای شان ندارند بویژه که چون روزنامه نگارانی مستقل و حرفه ای هستند نگاهی انتقادی به مسائل دارند.”



پدر ساسان اقایی نیز در همین جلسه گفت”:اتهامات فرزند من کاملا مطبوعاتی است و حتی به خاطر مقاله ای که در سن سیزده سالگی در یکی از روزنامه ها نوشته است در این دوره تحت فشار و بازجویی شدید قرار گرفته است.روزنامه نگاران خیلی مورد بی مهری دولت مهرورز قرار گرفته اند.”



همسر علی حکمت روزنامه نگاری که سالها فعالیت روزنامه نگاری نداشته و در عرصه کشاورزی فعالیت می کرده است ،نیز گفت “:همسرم ببش از پنجاه و دو روزاست که در سلول انفرادی ویژه است که نمی دانم منظورشان از این ویژه چیست اما ظاهرا شرایط نامناسب تری نسبت به سایر انفرادی ها دارد.در این مدت تنها یکبار موفق به ملاقات با او شده ایم.”



فرزندان بدر السادات مفیدی ،دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران نیز از و ضعیت نامناسب این روزنامه نگار دربند برای خاتمی گفتند که هم اکنون در بند متادون زندان اوین نگهداری می شود . بندی که به گفته خانواده او از شرایط نامناسب بهداشتی و رفاهی برخوردار است



خانواده این روزنامه نگار گفتند که این بند از حداقل امکانات بهداشتی و رفاهی محروم است و همچنین داروهای این روزنامه نگار که مبتلا به بیماری خونی است به او داده نشده است.



همسر محمد جواد مظفر نیز از اینکه همسرش همچنان در سلول انفرادی است ،اظهار نگرانی کرد و گفت که به شدت نگران شرایط جسمی و بیماری مظفر است و هیچ کس جوابگوی نگرانی های آنها نیست



مادر مهدی محمودیان نیز گفت “:اتهامات فرزند من کاملا مطبوعاتی است و به خاطر فعالیت های روزنامه نگاری در زندان است و همچنان پس از شش ماه در بلاتکلیفی کامل به سر می برد.”



مادر کوهیار گودرزی وب نگار نیز از آخرین وضعیت فرزندش گفت:اینکه دو ماه از بازداشتش می گذرد ولی از آزادی اش خبری نیست و جرمی جز فعالیت حقوق بشری از طریق کمیته گزارشگران حقوق بشر نداشته است . اما با این همه این وب نگار جوان را تحت فشار قرار داده اند تا به اتهام محاربه اعتراف کند .”



مهدیه محمدی همسر احمد زید آبادی نیز تاکید کرد :” این روزنامه نگار که هیچ جرمی جز فعالیتهای روزنامه نگاری و نوشتن مقالات انتقادی در چارچوب قانون اساسی نداشته اکنون در زندان رجایی شهر به سر می برد . و حکم بسیار سنگینی نیز به او داده شده که برای بسیاری غیر قابل باور است .آیا با روزنامه نگاران مستقل در هر دوره ای باید چنین برخوردهایی شود .”









سیدمحمدخاتمی:تندروهایی که نانشان در ایجاد تنش است را از تاثیرگذاری در عرصه حیات اجتماعی برکنار کنید



در ادامه این دیدار رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه«هیچ‌وقت حاضر نیستیم با مصلحت اندیشی‌های نادرست آنچه احساس می‌کنیم خواست مردم است را دور بزنیم»، خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بخصوص روزنامه‌نگاران دربند شد و از انبوه معترضانی که باآرامش و متانت، ۲۲ بهمن به میدان آمدند تشکر کرد.



به گزارش کلمه حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار با خانواده‌های روزنامه‌نگاران زندانی ضمن ابراز همدردی با آنان گفت:«آرزومندم که هر چه سریعتر شاهد آزادی آنان باشیم.»



وی افزود:«اینکه گفته شده ممکن است توجه بعضی‌ها تنها به یک طیف خاصی مثل همکاران وسیاستمداران باشد ونسبت به آزادی آنان تلاش شود گروههای دیگر مثل روزنامه‌نگاران، دانشجویان و طیف‌های دیگر کمتر مورد توجه باشند اصلا اینطور نیست و ما آنچه گفته‌ایم کلی و شامل همه است.»



رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«حرف ما این است برخورد با زندانیان باید منطقی و قانونی باشد و فضای بازتری را شاهد باشیم و زودتر عزیزان دربند آزاد شوند چرا که این اقدام می‌تواند در دوره‌ای که جامعه نیاز فراوانی به آرامش دارد، این آرامش را تا حد زیادی برقرار سازد و موجب تلطیف فضا گردد.»



وی یادآور شد:« البته معنای آرامش بدین معنا نیست که نقد نباشد یا کسانیکه نظری دارند نظرشان را ابراز نکنند، بلکه می گوییم که تنش‌ها و درگیری‌ مناسب نیست.»



خاتمی سپس به بحث اطلاع‌رسانی و آزادی مطبوعات پرداخت و گفت:«اینکه رسانه چیست و دلیل به وجود آمدنش چیست مسئله بسیار مهمی است، آیا رسانه امری است تجملی یا نیاز جامعه امروز و جامعه‌ای که در طول تاریخ، تحولات فراوانی را پشت سر گذاشته و پیچیدگی‌های زیادی پیدا کرده، است؟»



رئیس بنیاد باران ادامه داد:«در مشروطیت وقتی به درستی گفتند که رکن چهارم مشروطیت مطبوعات است و امروز باید بگوییم همه وسائط ارتباط جمعی، چرا که دایره کار بسیار وسیع‌تر از مطبوعات است.»



وی افزود:«ملت ما صد سال پیش این موضوع و این رکن را درک کرده بود که این موضوع از افتخارات ما بوده و هست و البته در قانون اساسی ما نیز بطور خاص به رسانه، خبرگزاری و اطلاع رسانی توجه ویژه شده است.»



رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها تاکید کرد:« اینکه قانون اساسی ما درک کرده است ما در چه زمانی به سر می‌بریم و رسانه در جامعه پیچیده امروز یک امر ضروری است نکته‌ای بسیار مثبت است ونباید از یاد برد که رسانه باید نماینده افکار عمومی و بخش‌های مهمی که در جامعه هستند، باشد.»



خاتمی با اشاره به اهمیت ملی بودن رسانه صدا و سیما گفت:«این که می‌گویند رسانه ملی بدان معناست که این رسانه فراگیر تنها در اختیار جریان حاکم و جناح خاصی و انعکاس دهنده یک نظر، یک صدا و یک تفکر نباشد و عملکردش به گونه‌ای باشد که موجب تشنج، تفرقه، بدبینی و تحریک در جامعه شود که اگر اینگونه شد دیگر این رسانه، رسانه ملی نیست.»



وی تصریح کرد:«رسانه ملی باید در اختیار همه افکار، اندیشه‌ها و همه کسانی که در چارچوب جمهوری اسلامی و در متن این نظام زندگی می‌کنند، باشد.»



رئیس بنیاد باران با بیان اینکه «اصلی که ما اصلاح‌طلبان داشته‌ایم این بوده و هست که همه باید در چارچوب قانون اساسی زندگی و حرکت کنیم»، اظهار داشت:« البته این بدان معنا نیست که همه کسانیکه در چارچوب قانون اساسی زندگی می‌کنند نمی‌توانند نقدی به این قانون نداشته باشد، خیر قانون اساسی هم امری است بشری نه آسمانی، اما مبنای عمل همه ما قانون اساسی و احترام به آن بوده است.»



وی متذکر شد:«اگر امروز ما نقدی به حکومت وارد می‌کنیم صحبت سر این است که اگر انحرافی ازمعیارهایی که قانون اساسی حاصل شده است ، از جمله در مورد مطبوعات باید اصلاح شود.»



خاتمی ادامه داد:« همین قانون اساسی برای رسانه ترتیب ویژه‌ای را در نظر گرفته است، یعنی در همین قانون، حکومت که قدرت در دست اوست، بیش از آنکه مدعی رسانه‌ها باشد باید تامین کننده امنیت مطبوعات باشد، باید مدافع آزادی مطبوعات باشد، اینها روح قانون اساسی ماست، حتی در برخورد با روزنامه‌نگار و خبرنگار و کسانیکه در رسانه کار می‌کنند به خاطر موقعیت حساس آن‌ها یک نوع حفاظت‌هایی از آنها شده و امتیازاتی به آنها داده شده است.»



رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« به همین دلیل دادگاه مطبوعات متفاوت با دادگاه‌های دیگر است، این دادگاه طبق قانون می‌بایست علنی، صالح و با حضور هیات منصفه باشد، هیات منصفه‌ای که خود از جریانات اجتماعی و از افکار عمومی نمایندگی کند و هم و غمش جلوگیری از اجحاف به اصحاب رسانه باشد.»



وی با تاکید بر اینکه «آزادی مرز بسیار لطیفی دارد»، اظهار داشت:« قانون اساسی ما اصول طلائی زیادی دارد که یکی از آنها همین اصل ۵۶ است که حاکمیت بر سرنوشت را خداوند به انسان داده است که مساله‌ای است بسیار مهم، یک اصل دیگر هم آنجاست که می‌گوید آزادی و امنیت همطراز هستند.»



خاتمی افزود:« در طول تاریخ گاهی واقعا به بهانه آزادی، امنیت از بین رفته، امنیت هم منظور فقط امنیت حاکمان نیست، امنیت ملی و کل جامعه است و اغلب به بهانه آزادی، امنیت پایمال شده است اما در قانون اساسی ما آمده که نه کسی می‌تواند به بهانه امنیت، آزادی‌های مشروع جامعه اعم از آزادی‌های اجتماعی،فکری و سیاسی را از بین ببرد و نه کسی به نام آزادی می‌تواند به منافع ملی و امنیت لطمه بزند و اینها در کنار یکدیگر آمده است.»



رئیس بنیاد باران با اشاره به اینکه «متاسفانه در جامعه ما رسانه بیشتر در معرض مشکلات است»، اظهار داشت:« یکی از مشکلاتی که ما داریم این است که به یکباره و یک شبه مجله یا روزنامه‌ای بسته می‌شود و در نتیجه آن عده‌ای که زندگیشان به آن وابسته است میان زمین و آسمان رها می‌شوند درحالی که حکومت از نظر انسانی و اخلاقی نسبت به زندگی این روزنامه‌نگاران و کارمندان آن مجموعه مسئول است و نیز روزنامه نگاری که انعکاس واقعیات و نقد بخصوص نقد قدرت را وظیفه خود در معرض بدبینی و فشار واقع می شود.»



وی سپس گفت:« بدتر از اینهایی که ذکر شد، وجود شبه رسانه‌هاست، رسانه‌ای که باید مدافع فعالیت رسانه‌ای، فرهنگ رسانه‌ای، دفاع از آزادی‌های مشروع و دفاع از نقد در جامعه باشد می‌شود ضد آزادی و ضد امنیت جامعه، به راحتی دروغ می‌گوید، تهمت می‌زند در حالی که مصونیت دارد و مشخص نیست پشتوانه این شبه رسانه‌ها کجاست؟»



رئیس‌جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«واقعا بدتر از شرمساری‌ از دستگیری نابه‌جای اهالی رسانه و روزنامه‌نگاران این است که تحت عنوان رسانه و مطبوعات بیشترین لطمه را به منافع ملی، شخصیت‌ها و بیشترین نقش در ایجاد تنش، تفکیک، تفرقه در جامعه،تحریک، خشونت، دروغ‌پردازی و تهمت‌زنی شاهد هستیم.»



خاتمی تصریح کرد:«متاسفانه گاه شاهد هستیم بجای اینکه با آنانی که هم به رسانه، هم به جامعه، هم به حکومت و هم به نظام جفا می‌کنند برخورد شود، می‌آیند با آنهایی که مظلوم واقع شده‌اند برخورد می‌کنند.»



وی یادآور شد:« افتخار این نیست که اهالی رسانه امروز در زندان باشند که اگر هم جرمی در میان بوده می‌بایست طبق قانون برخورد شود ، ما گفته‌ایم با همین روال، آئین دادرسی و قانون اساسی و با توجه به تناسب جرم و کیفر با مسائل برخورد شود نه با تکیه بر ادعاها و احتمالا توهمات.»



رئیس دولت اصلاحات با ابراز تاسف شدید از به سادگی متهم کردن افراد به براندازی و از بین بردن امنیت کشور هشدار داد:«ضرر این کار بیش از اینکه به این افراد وارد شود، به نظام وارد می‌شود و این برای ما دردآور است چرا که همواره ما نظام جمهوری اسلامی را نظامی پیشرو، برجسته، پایبند به قانون، مدافع حقوق انسان و ارزش‌های انسانی خواسته‌ایم ، اما متاسفیم که برخی رفتارها و سیاست‌ها این مسائل را خدشه‌دار می‌کند و بدانید و آگاه باشید که این روال و روند نمی‌تواند ادامه پیدا کند.»



سیدمحمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش به راهپیمایی ۲۲ بهمن و حواشی آن پرداخت.



وی گفت:«۲۲ بهمن گذشت؛۳۱ سال است که مردم با هر گرایش و عقیده مخلصانه می‌آیند و با اصل نظامشان تجدید میثاق می‌کنند، امسال هم با همه دلخوری‌هایی که بوده ۲۲ بهمن با حضور همه باشکوه بود.»



رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«امسال کسانی که دلسوز جامعه بودند، ولو اینکه معترض بودند و حرف داشتند، همگی برای حضور در ۲۲ بهمن فراخوان دادند که مردم! این انقلاب متعلق به همه است و همه باید در آن شرکت کنیم، شعارهای ساختارشکن مردود است ونباید بهانه به دست دیگران داد و انصافا هم مردم آمدندو آرامش خود را حفظ کردند.»



وی تصریح کرد:«این به آن معنا نیست که همه مردم به خاطر یک جریان به میدان آمدند، خیر کسانیکه به سیاست‌ها و رفتارهای موجود هم اعتراض داشتند به میدان آمدند و سعی کردند بگویند حساب اصل انقلاب و نظام از این جریان‌ها و رفتارها جداست اما مایه تاسف است که شاهد توهین به بسیاری از این افراد بودیم.»



خاتمی ادامه داد:« زدند، توهین کردند، فحاشی کردند و کارهای ناشایست دیگری کردند ؛ بررسی و شناخت عوامل این رفتارها زشت کار مشکلی نیست ؛می توان فهمید چه کسانی این کارها را کردند؟ خود بنده هم بودم و دیگران هم بودند.هر جا که بودیم حتی در ماشین و درحال عبور مورد محبت انبوهی از مردمی بودیم که ما را می‌دیدند البته همه جا عده‌ای محدود هم با چوب و چماق و فحاشی به جان مردم می‌افتادند.»



وی افزود:«اگر بنای مقایسه باشد معلوم است که اکثریت کیست؟منتهی این اکثریت بنا بر این بود که با متانت و پرهیز از خشونت به میدان بیاید ولو اینکه مورد ظلم وجفا و اهانت قرار گیرد که انصافا مردم رشد خود را نشان دادند، البته خیلی از زنان و مردان هم از خشونت‌طلبان آسیب دیدند که متاسفیم.»



رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«انتظار این بود که در آستانه دهه فجر شاهد کمتر شدن فشارها ؛آزادی زندانی ها شدن ؛باز شدن فضایی باشیم که مقتضای قانون اساسی و مصلحت جامعه است .انتظار داشتیم که برای ترمیم زخم‌های روحی شاهد برخورد جدی با خشونت‌طلبان و صدمه‌زنندگان به امنیت وآزادی باشیم نه اینکه کسانی تلاش کنند همه تهران و بسیاری از شهرستان ها را به میدان زد و خورد و فحاشی مبدل کنند، اینها نه به مصلحت کشور است، نه انقلاب و نه حکومت.»



رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«اصلا۲۲ بهمن زمان تسویه حساب و اردوکشی و این مسائل نیست و مصادره آن به نفع یک جریان خاص جفای به انقلاب و نظام است و اهانت به مردمی که صاحب انقلاب و کشورند. »



وی افزود:«از تک تک ملت، چه کسانیکه نظرات ما را قبول ندارند ولی با آرامش به صحنه آمدند، چه انبوهی از نیروهایی که اعتراض و مشکلاتی داشتند و با کمال متانت و تحمل ناسزا و کتک از جا در نرفتند، بهانه به دست دیگران ندادند آمدند و گفتند ما ایران و نظام را می‌خواهیم و اگر هم انتقادی هست در جای خود می‌گوئیم و معتقدیم که باید برگردیم به معیارهایی که در قانون اساسی و انقلاب ما بوده است ،تشکر می‌کنیم»



رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« این فشارها و دستگیری‌ها روز به روز مشکلات را بیشتر می‌کند، آنها را آزاد کنید، اگر هم کسی جرمی رخ داده با رعایت موازینی که در نظام مشخص شده با او برخورد شود، فشارها را کم کنید، بیایید تندروهایی که نانشان در ایجاد تنش، تحقیر انسانها و خط کشی‌های نادرست در جامعه است از تاثیرگذاری در عرصه حیات اجتماعی برکنار کنید، نباید محور و تاثیرگذاری اصلی در دست آنها باشد.»



رئیس بنیاد باران ادامه داد:« همه ما دلمان برای اسلام، ایران و جمهوری اسلامی می‌سوزد، چرا باید با با فعالان سیاسی، رسانه‌ای، دانشجویی و مردمی که اعتراض دارند و نه عناد، اینگونه برخورد شود؟ باید آزادی‌های مشروع همه تامین شود.»



خاتمی تاکید کرد:« مساله مهمی که همواره دغدغه ما بوده این است که جمهوری اسلامی همانطور که بر ارزشهای اسلامی متکی است بر حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و میزان بودن رای مردم متکی باشد و انتخابات در چنین جوامعی بسیار اهمیت دارد، همه در کنار هم قرار بگیریم و ساز و کارها، شیوه‌ها و روش‌هایی را اتخاذ کنیم تا انتخابات منشاء حرف و حدیث در جامعه ما نشود و با تضمین نسبت به انتخابات آزاد و سالم دلبستگی جامعه بخصوص نخبگان را به جمهوری اسلامی بیشتر کنیم و نیز بیاییم فضا را در چارچوب قانون اساسی آزاد و پر نشاط کنیم وحرمت و آزادی افراد و جریانها را پاس بداریم ؛این به نفع همه است.»



رئیس دولت اصلاحات در بخش پایانی سخنانش اظهار داشت:«در این کشاکش‌ها ما برای سرنوشت ایران نگرانیم؛اقتصاد ایران، صنعت ایران، مدیریت ایران، روابط بین المللی ایران و…برای ما مهم و عزیز است و از بین رفتن سرمایه‌های مادی و معنوی هم موجب تاثر، باید در یک فضای آزاد بتوان در مورد این مسائل مهم صحبت کرد و دولت‌‌ هم باید پاسخگو باشد چرا که همه مطالب از سردلسوزی گفته می‌شود.»



وی تصریح کرد:«همه ما نظام قدرتمند و پیشرویی می‌خواهیم که بخصوص، انسان در آن احساس حرمت کند؛ ما نظراتی داشته‌ایم که گفته و می‌گوئیم، از حقوق مردم نباید گذشت و مردم هم اصلا نباید این فکر را بکنند کسانی آنها را دور می‌زنند و توجهی به آنها ندارند، رسالت ما دفاع از خواست‌ها و حقوق منطقی مردم است و مطمئن باشند که همواره این رسالت را پاس خواهیم داشت.»



سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«دفاع از حقوق مردم، منافع ملی ،حرمت و آزادی‌های انسان از کارهای ماست و هیچ‌وقت حاضر نیستیم با مصلحت اندیشی های نادرست آنچه را که احساس می‌کنیم خواست مردم است را دور بزنیم، در عین حال معتقدیم باید به سوی راه حل‌هایی برویم که همه در آن سود ببرند.»

۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه

روحیه طرد، حذف، فحاشی و بدنامی سمی مهلک در داخل کشور است

کلمه: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:باید از روحیه طرد، حذف، فحاشی و بدنامی که سمی مهلک در داخل کشور است پرهیز شود.




آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، در ابتدای جلسه امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام با اعلام تجلیل و قدردانی خود و اعضای مجمع از حضور حماسی و پرشور مردم سراسر کشور در راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن، این حضور را دارای پیامی بسیار جدی و رسا برای دشمنان دانست و گفت: مردم فهیم ایران بسیار حماسی و معنادار در این مراسم شرکت کردند و نشان دادند که نظام اسلامی همواره با اتکاء و برخورداری از قدرت مردم، امور را اداره و مشکلات را مرتفع کرده است و یک بار دیگر هم مردم با همه سلایق وحدت ملی را نمایش دادند.



وی با اشاره به تحرکات منفی اخیر استکبار و کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی ایران گفت: انتظار می‌رفت پس از این حضور پرشور و حماسی مردم در حمایت از نظام اسلامی، دشمنان خارجی درک می‌کردند که ماجراجویی در ایران آسان نیست و نمی‌توان با این نظام اسلامی با این پشتوانه قوی مردمی، برخورد خصمانه و مغرضانه کرد. آنها به جای اینکه اشتباهات بی‌شمار گذشته خود را جبران کنند متاسفانه در روزهای اخیر صفحات سیاه دیگری در تاریخ عناد و دشمنی خود با جمهوری اسلامی ایران ثبت می‌کنند.



رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به تهمت‌های واهی که به جمهوری اسلامی ایران وارد می‌شود و گزارش اخیر مدیر جدید آژانس انرژی هسته‌ای گفت: کاملا مشخص است که بخشی از این گزارش به صورت سفارشی و تحت تاثیر عوامل خارج از آژانس تهیه شده و نمی‌تواند برآمده از موضع یک مرکز بین‌المللی مستقل باشد.



وی با محکومیت شدید شانتاژهای تبلیغتی و جنگ روانی اخیر آمریکا و عمده کشورهای غربی در مورد استفاده صلح‌آمیز ایران از انرژی هسته‌ای گفت: این حجم تهدید و القائات سیاسی مغرضانه که به دنبال دستیابی به اجماع علیه ایران هستند تاکنون بی‌سابقه بوده است و آنها مطمئن باشند که راه به جایی نبرده و نخواهند برد.



هاشمی رفسنجانی تاکید کرد: به همین دلیل باید در داخل کاملا مراقب بود که چه در گفتار و چه در عمل سنجیده برخورد شود و بیدار و هوشیار باشیم.



رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد:باید از پیام حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن برای ایجاد وحدت و انسجام داخلی استفاده کنیم و از روحیه ترد، حذف، فحاشی و بدنامی که سمی مهلک در داخل کشور است پرهیز و حول محورهای وحدت و مشترکات و رهنمودهای رهبری معظم انقلاب در جامعه، رسانه‌های رسمی به‌ویژه رسانه ملی تاکید شود.



وی حفظ و تقویت وحدت، همدلی و یکپارچگی در کشور را برای رفع مشکلات داخلی و مقابله با تهدیدات و ماجراجویی‌های کشورهای خارجی از ضرورت‌ها و اهم امور ذکر کرد و گفت: هرگونه حرکتی که مخدوش کننده یکپارچگی و اعتماد مردم باشد محکوم بوده و باید مورد مذمت دلسوزان انقلاب اسلامی قرار گیرد.



سقوط دو میلیون ایرانی به زیر خط ‌فقر

کلمه: در هفته‌های اخیر با جدی شدن بحث پرداخت نقدی یارانه‌ها و تورم ناشی از آن، کارشناسان حوزه‌های مختلف در مورد سقوط افراد بیشتری به زیر خط فقر هشدار داده‌اند البته پایین بودن سرانه درمان در بودجه فعلی هم مزید بر علت شده تا نایب رئیس انجمن پزشکان عمومی از بودجه ضعیف بخش سلامت کشور، انتقاد کند و بگوید: «با توجه به شرایط تورمی و اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، حداقل دو میلیون ایرانی با روند کنونی هزینه‌های درمانی به زیر خط فقر می‌روند.»




دکتر مسعود مسلمی‌فرد در تشریح بودجه سال آینده بخش سلامت کشور گفته است: «متاسفانه بودجه ضعیف بخش سلامت با شعارهای دولت همخوانی ندارد و نمی‌توان با این اعتبارات، امراض و بیماری‌ها را از بین برد.»



مسلمی‌فرد که با مهر گفت‌و‌گو کرده است، تاکید می‌کند: «هر سال این مباحث از سوی کارشناسان حوزه سلامت مطرح و بازگو می‌شود اما متاسفانه دولتمردان و تصمیم‌گیران، موضوع سلامت را جدی نمی‌گیرند.»



پیش از این نیز دکتر علی‌اکبر کائیدی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هم با اسفبار خواندن وضعیت نظام سلامت کشور و نارضایتی مردم از ادامه شرایط موجود، گفته بود که با این وضعیت که حاصل بی‌برنامگی در این بخش است به جایی نمی‌رسیم.



اما نایب رئیس انجمن پزشکان عمومی معتقد است: «با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها و بالا رفتن هزینه‌های جاری به‌طور قطع باعث خواهد شد که مردم در بخش سلامت کمتر هزینه کنند.»



بودجه بخش سلامت در سال آینده حدود نیم تا یک درصد افزایش دارد اما مسلمی‌فرد می‌گوید: «متاسفانه این افزایش با توجه به تامین هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان از کسری هزار و ۹۰۰ میلیارد تومانی وزارت بهداشت که مربوط به امسال است، محاسبه کرده‌اند که غلط است.»



بسیاری از کارشناسان معتقدند که با اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها نظام سلامت کشور دچار آسیب خواهد شد و باید منتظر تشدید آسیب‌های اجتماعی در کشور باشیم. مسلمی‌فرد به وضعیت بد بیمارستان‌های دولتی در سال آینده اشاره کرد و ادامه داد: «سطح کیفی خدمات در مراکز درمانی پایین آمده است اما کسی پیگیر این مشکل نیست.»



پیش از این نیز، دکتر حسن حسنی بافرانی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با عنوان این مطلب که قانون هدفمند کردن یارانه‌ها همه حوزه‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و بخش سلامت نیز مستثنا از این قاعده نیست، گفته است: «قطعا آثار منفی این برنامه به مراتب شدیدتر از نکات مثبت آن در بخش درمان کشور خواهد بود و دهک‌های پایین جامعه را با مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهد کرد.»



مسلمی فرد، نایب رئیس انجمن پزشکان عمومی با اشاره به سخنان رئیس‌جمهور در مورد جایگاه ایران در دنیا گفته است: «آقای احمدی‌نژاد عنوان داشته‌اند که رتبه هفدهم را داریم اما سوال این است که جایگاه ایران در بخش سلامت کجاست. اگر در جهان هفدهم هستیم، باید در بخش سلامت هم هفدهم باشیم اما در حال حاضر رتبه ایران در دنیا بالای ۹۰ است. یعنی اینکه از سهم درآمد ناخالص داخلی کشور، بخش بسیار جزئی را برای سلامت مردم هزینه می‌کنیم که این وضعیت باعث ماندگاری بیماری در کشور می‌شود.»



در حال حاضر ۶۰ درصد هزینه‌های درمانی از جیب مردم پرداخت می‌شود که این موضوع مغایر با قانون برنامه چهارم توسه کشور است چراکه مطابق برنامه چهارم توسعه باید ۷۰درصد از هزینه‌های درمانی را بیمه‌ها و دولت بپردازند، در حالی که آمارها خلاف این موضوع را نشان می‌دهد.



نایب رئیس انجمن پزشکان عمومی با اینکه در گذشته سالانه ۱٫۵ میلیون نفر در کشور با هزینه‌های درمانی به زیر خط فقر سقوط می‌کردند، گفت: «قطعا این آمار با توجه به شرایط تورمی و اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، حداقل به دو میلیون نفر افزایش خواهد یافت.»



چنانکه نماینده سابق کارفرمایان در سازمان جهانی کار به تازگی اعلام کرده است که حذف یارانه‌ها، خط فقر را به بیش از یک میلیون تومان و نرخ تورم را نیز به ۴۰ درصد افزایش خواهد داد.