راستش بعضی مواقع که خیلی غرق در مخیلاتم می شوم ماجراهای عجیبی از خود می بافم اینبار ماجرای جنگلی که از قدیم الایام شیر در آن سلطانی می کرد. روزی اهالی جنگل که از ظلم شیر به ستوه آمده بودند درصدد براندازی حکومتش شدند . شیر که اوضاع را بر وفق مراد ندانست چاره کار را از روباه جویا شد . بالاخره تصمیم بر آن شد که شورایی تشکیل شود که بر اعمال شیر نظارت کند و در صورت توافق شورا ، شیر از رهبری جنگل عزل شود تنها اشکالش آن بود که اعضای این شورا قبل از اینکه توسط اهالی انتخاب شودند بایست مورد تایید روباه قرار بگیرند. از قضا هر که آمد رد صلاحیت می شد به بهانه های گوناگون ( وابسته به دسته گرازها بودن ، اقدام علیه امنیت جنگل ، مخالفت علنی با شیر و..) و اعضای شورا (البته با رای اهالی) از بین تعدادی کفتار جیره خوار و گرگ های متمایل به گرایشات مستقل و شیرهای پیری که سابقه دراز دوستی شان با سلطان از قبل مشخص بود، انتخاب شدند . خوب ماجرا بدین صورت شد که یک نظام کاملا دموکراتیک مقید به اصول جنگلی پی ریزی شد و دیگر اهالی با رضایت و خوشنودی تمام خود و یا فرزندانشان را تقدیم شیر بزگوار می کردند تا جناب سلطان میل بفرمایند و شیر نیز در کمال آرامش خیال به اعمال سابقش( بلکم شدید تراز قبل) ادامه داد . شیوه جدید شیر دسته ای از گورخرها و گاو میش های جنگل را طوری مجذوب خود ساخته بود که هر کس برای اعتراض به ظلم شیر و شیوه روباهانه اش دهان به نارضایتی می گشود نه تنها توسط گرگها و کفتاران بلکه بوسیله جفتکهای گورخرها و گاو میش هایی که عاشقانه شیر را می پرستیدند مورد عنایت قرار می گرفت.
ماجرا تمام نشد روزی اتفاق جالبی افتاد که اوضاع را کمی تغییر داد شیر پیری که در شورا سابقه دوستی دیرینه ای با پادشاه داشت به فرمان شخص پادشاه مورد تعرض کفتار ها قرار گرفت و محدوده شکارش ( که مسئله ای محرمانه بود ) افشا شد . او که منافع خود را در خطر دید و شرایط حکومت سلطان را به نفع خود نسنجید در نتیجه رگ عدالت خواهی اش گل کرد و به جمعیت معترض به حکومت ظالمانه شیر( که جانی تازه به خود گرفته بود ) پیوست . حال به نظرتان چه اتفاقی برای شیر پیر عدالت جو خواهد افتاد؟
1 – از جمع گرگها و کفتاران و دیگر جیره خواران طرد خواهد شد و کم کم به فراموشی سپرده می شود.
2- وجود او کمک حال دیگر اهالی می شود و انقلاب جنگلی آنها را به سرمنزل مقصود می رساند.
3- به خاطر گذشته و گستاخی اش از سلطان پوزش می طلبد و به اهالی معترض پشت می کند تا همه چیز به خیر و خوشی فیصله پیدا کند و نظام دموکراتیک جنگلی به حیات خود ادامه دهد.
4- گروهی از گرگهای مستقل و شیرهای سالخورده را قانع می کند که از او حمایت کنند یا با سخنانش روح عدالت خواهی را در آنها احیا می کند تا سلطان را به زیر کشند.
5- بر اساس قانون جنگل اتفاقی کاملا غیر منتظره رخ خواهد داد .
ماجرا تمام نشد روزی اتفاق جالبی افتاد که اوضاع را کمی تغییر داد شیر پیری که در شورا سابقه دوستی دیرینه ای با پادشاه داشت به فرمان شخص پادشاه مورد تعرض کفتار ها قرار گرفت و محدوده شکارش ( که مسئله ای محرمانه بود ) افشا شد . او که منافع خود را در خطر دید و شرایط حکومت سلطان را به نفع خود نسنجید در نتیجه رگ عدالت خواهی اش گل کرد و به جمعیت معترض به حکومت ظالمانه شیر( که جانی تازه به خود گرفته بود ) پیوست . حال به نظرتان چه اتفاقی برای شیر پیر عدالت جو خواهد افتاد؟
1 – از جمع گرگها و کفتاران و دیگر جیره خواران طرد خواهد شد و کم کم به فراموشی سپرده می شود.
2- وجود او کمک حال دیگر اهالی می شود و انقلاب جنگلی آنها را به سرمنزل مقصود می رساند.
3- به خاطر گذشته و گستاخی اش از سلطان پوزش می طلبد و به اهالی معترض پشت می کند تا همه چیز به خیر و خوشی فیصله پیدا کند و نظام دموکراتیک جنگلی به حیات خود ادامه دهد.
4- گروهی از گرگهای مستقل و شیرهای سالخورده را قانع می کند که از او حمایت کنند یا با سخنانش روح عدالت خواهی را در آنها احیا می کند تا سلطان را به زیر کشند.
5- بر اساس قانون جنگل اتفاقی کاملا غیر منتظره رخ خواهد داد .
