۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

وقتی دین در جهت منافع قرار گیرد...






دین برای چه آمده ؟ برای آنکه عده ای از آن سو استفاده ابزاری کنند و منافع خود را به نام دین جستجو کنند.

آیا این بیان از دین است که اگر دفاع از حق مظلومی به ضررت تمام می شود به مصلحت سکوت کن و مهر تایید بر ظلم بگذار ... آیا آن زمان که در کشوری مثل چین صدها نفر از مسلمانان با حمایت دولت قتل عام می شود و هیچ کس ککش نمی گزد ، حال با آنکه کشته شدن یک زن در غرب را در شیپور می دمیم و خود را حامی مظلومان می دانیم ، آنگاه می شود خود را حامی حق و دین بنامیم... این تفاوت در رفتار منطبق با کدام عقل و شرع است. براستی دین باید در جهت منافع قرار گیرد یا منافع در راه دین جستجو شود . آن آقایی که ندای اسرائیل ستیزیش گوش عالم و آدم را کر کرده چه شده مهر سکوت بر دهان زده .. می ترسد آن نیمچه اعتباری که برایش مانده از دستش برود یا منافعش با کمونیستها به خطر بیفتد. وقتی داری برای آن زن که در آلمان به ناحق کشته شده آسمان و زمین را به هم می بافی در بندهای زندان ، همین بغل گوشت جوانان بیگناه و مظلوم را آویزان کرده و برای اعتراف گیری بدتر از شکنجه گاههای گوانتانامو و تلاویو به جانشان افتاده اند. آنگاه وقتی لقب دیکتاتور را به تو می دهند به قبایت بر می خورد . آری زمان محمد رضا پهلوی هم به همین منوال لباس شخصی ها(ساواک) مردم را میبردند ، می زدند ، باز جویی می کردند. آن موقع هم تجمعات سرکوب میشد ، روزنامه ها بسته می شد و حق طلبی ، آشوب خوانده می شد . آن موقع هم منافع دولت در گرو اسرائیل و آمریکا بود که از فلسطین سخنی به میان نمی آمد . آن زمان هم جوانان در زندان مظلومانه جان می داند و هیچ رسانه و صاحب قدرتی جیکش هم در نمی آمد . حال بنشین در برابر چشم ها و از مظلومیت خود و حامیانت سخن بگو دریغ که ذره ای حیا و صداقت از درون حرفهای گوش نوازت موج نمی زند ...

راستی بر سر آن جیرجیرک بیچاره که از بلف هایت بر سر ذوق آمده بود چه آوردی؟...



حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی
هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر