۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

حمایت ها و مخالفت ها


حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم."




بخشی از بیانیه 14 موسوی...


همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم"


قسمتی از بیانیه 13



در محافل مختلف وقتی با مخالفان جنبش سبز به گفتگو می نشیم مهم ترین و شاید تنها استدلالی که از جانب آنها مطرح می شود این است که بیایید ببینیم حامیان جنبش چه کسانی اند و می گویند اگر حرکت و راه جنبش درست است پس چرا اسرائیل و آمریکا از آنها حمایت می کنند ؟ شاید این استدلال از این جمله معروف نشات می گیرد که با شناخت دشمنان و مخالفان یک حرکت و طرز تفکر می توان آن را شناخت .


به نظرم این استدلال کاملا غلط و کودکانه است و آنرا به راحتی می توان با ذکر دلیل و چند نمونه ساده پاسخ داد :

۱- در زمان حکومت ابوبکر و عمر یکی از مهمترین دشمنان و مخالفان خارجی حکومت کشورهایی مثل ایران و روم بودند که بر هر دوی آنها حکومتی غیز اسلامی و بعضا ظالمانه حاکم بود . حال سوال اینجاست آیا ما با شناخت دشمنان حکومت عمر و ابوبکر و بررسی ظلم ها و فساد ها و بی عدالتی های موجود در آنها می توانیم نتیجه ای مبنی بر حق بودن حکومت عمر و ابوبکر و سالم بودن آنها و اطافیانشان و یا استدلالی مبنی بر ناحق بودن مخالفان داخلی حکومت کنیم.

۲- در زمان یزید مسلما حرکت امام حسین (ع) که موجب سست شدن پایه های حکومت ظلم شد ، تحسین و حمایت عده ای از دشمنان خارجی حکومت را که در پی منافع خویش بوده اند را بر انگیخت آیا ماهیت دشمنان حکومت یزید و تحسین و یا عدم تحسین آنان خدشه ای در حقانیت حرکت امام ایجاد می کند .

۳- در زمان انقلاب حکومت شوروی که به دنبال منافع خود در ایران بود از انقلاب در ایران خوشنود بود و و گروه های کمونیستی را برای مبارزه با حکومت شاه به ایران می فرستاد و بسیاری از کمونیست ها در حرکت های انقلابی حضور داشتند آیا باز هم ماهیت حکومت شوروی که از حامیان انقلاب بود دلیلی بر ناحق بودن حرکت انقلابی مردم بود . آیا اگر حکومت شاهنشاهی هم پیمان کشوری مثل شوروی بود و آنگاه مسلما هر حرکت انقلابی در داخل حمایت دیگر ابرقدرتها مثل آمریکا را بر می انگیخت آنگاه نیز همین اتهماتی که امروزه به جنبش سبز می زنند را به انقلاب اسلامی نمی شد زد ؟

۴- این تضاد ها همگی ناشی از چند اصل ساده است و آن اینکه کشور ها همواره به دنبال منافع خود هستند و در راه به دست آوردن این منافع با هر قدرتی که لازم شد مخالفت و در صورت لزوم مذاکره می کنند و این خود مسئله ای مستقل از ماهیت حکومت هاست . به فرض کشور آمریکا در صورت لزوم حمایت خود را از مخالفان و منتقدان داخلی اعلام می کند و در جای دیگر به خاطر مصالح داخلی خود پای میز مذاکره با همین حکومت می نشیند . زمانی آمریکا از هم پیمانان حکومت می شود و زمانی روسیه . این هیچ دلیلی مبنی بر حقانیت و عدم حقانیت یک جریان فکری و یا اعتراضی در داخل نمی شود.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر